همه دسته بندی ها

مدتی می‌شود که بازی Red Dead Redemption 2، جدیدترین دستپخت کمپانی راک استار گیمز (Rockstar Games) منتشر شده و تحسین عالی منتقدین را هم در پی داشته است. در این بازی بار دیگر به دنیای غرب وحشی بازگشته‌ایم و این‌بار کنترل شخصیت آرتور مورگان را در یکی از واقع‌گرایانه‌ترین بازی‌های کمپانی راکستار بر عهده داریم. یکی از اهداف بازی‌های جهان باز پیدا کردن راه‌هایی برای کسب پول و درآمد بیشتر برای خرید لوازم مورد نیاز و آیتم‌های تزئینی است و بسیاری از بازیکن‌ها ممکن است به دنبال راه‌های سریع‌تری نسبت به انجام مراحل داستانی و فرعی بازی باشند. در ادامه سری مطالب روزانه آموزش بازی Red Dead Redemption 2 به‌ سراغ راه‌هایی برای کسب درآمد راحت و همچنین پولدار شدن سریع در قسمت دوم بازی Red Dead Redemption می‌پردازیم.

۱-به دنبال گنج بروید

در بازی نقشه‌هایی برای پیدا کردن گنج وجود دارد که شما پس از یافتن آن صاحب گردنبند مروارید، طلا، پول نقد و گاهی اوقات نقشه‌های گنج بیشتر می‌شوید. شما می‌توانید نقشه‌های گنج را پیدا یا خریداری کنید و سپس به دنبال یافتن گنج‌های مخفی در دنیای بازی بروید. شما با سری اول نقشه‌های گنج که با شروع مرحله دوم آزاد می‌شود، می‌توانید صاحب ۱۰۰۰ دلار پول نقد شوید. در ادامه به دو نقشه گنجل اصلی بازی و راه یافتن محل‌های مخفی شده آن می‌پردازیم.

گنج باند جک هال

در نزدیکی ایستگاه Flatrock یک غریبه به نام ماکسیمو (Maximo) حضور دارد که پس از صحبت با او، وی یک نقشه گنج را به شما می‌فروشد که این نقشه، نقشه گنج باند جک هال است که شما در سه مرحله باید گنج او را پیدا کنید.

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

در مرحله اول در قسمت جنوبی شهر ولنتاین سنگ‌هایی با ظاهری جالب در منطقه‌ای به نام Caliban’s Seat وجود دارد که شما باید به این مکان سفر کنید. طبق نقشه، باید از قسمت شمال شرقی این منطقه وارد شوید که یک الگو بسیار واضح قابل مشاهده است. پس از دنبال کردن این الگو، شما به یک سوراخ کوچک می‌رسید که اطراف آن را سنگ سفیدی پوشش داده است. یک گردنبند مروارید که می‌توانید آن را در Fence به فروش برسانید و یک نقشه که در واقع محل دومین بخش از گنج جک هال است، نتیجه اولین بخش از تلاش شما برای یافتن این گنج است.

Red Dead Redemption 2

  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2

دومین بخش گنج باند جک هال در منطقه‌ای به نام Cotorra Springs قرار دارد که این منطقه در بالای Fort Wallace دیده می‌شود. پس از سفر به این منطقه متوجه تخته سنگ‌های جالبی می‌شوید که گنج دوم در زیر تخته سنگی قرار دارد که بالای آن کاملا صاف است و ظاهر متفاوتی نسبت به دیگر مجموعه سنگ‌ها دارد. علاوه بر نقشه محل سومین بخش از گنج باند جک هال، شما صاحب ۱۵ دلار پول نقد نیز می‌شوید.

  • Red Dead Redemption 2

سومین و آخرین بخش گنج باند جک هال در شمال شرقی نقشه بازی و در مرکز دریاچه O’Creagh’s Run قرار دارد. این مکان در واقع در شمال Emerald Ranch و Emerald Station قرار دارد و پس از سفر به این منطقه یک جزیره کوچک در مرکز دریاچه مشاهده خواهید کرد که در بخش چمنزار آن سومین و آخرین بخش گنج باند جک هال قرار دارد. شما پس از یافتن آخرین بخش از  گنج باند جک هال صاحب ۵۰۰ دلار پول نقد و ۲ شمش طلا می‌شوید که شمش‌های طلای خود را می‌توانید در فروشگاه Fence به فروش برسانید.

  • Red Dead Redemption 2

گنج High Stakes

دومین نقشه گنج بازی High Stakes نام دارد که در واقع یک اتفاق تصادفی در بازی است. شما باید شکارچی گنج پیر در شمال Riggs Station را پیدا کنید. البته شما می‌توانید این شکارچی گنج را در منطقه دیگری که در شمال منطقه Cumberland Falls و در بین دو شهر Strawberry و Valentine قرار دارد، نیز پیدا کنید که نقشه هر دو محل حضور این شخصیت قابل مشاهده است. پس از آن که این شخص را با طناب بستید و لوت کردید، صاحب اولین نقشه گنج High Stakes می‌شوید.

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

اولین بخش این گنج در یک آبشار در منطقه Cumberland Falls که غرب شهر ولنتاین است، قرار دارد که پس از ورود به آبشار و رد شدن از یک تکه چوب و بالا رفتن از یک سنگ، به راحتی می‌توانید دومین نقشه گنج High Stakes و مقداری پول را پیدا کنید.

  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2

دومین بخش گنج High Stakes در منطقه Grizzlies West قرار دارد. در قسمت شمال شرقی این منطقه یک دریاچه یخ زده به نام Barrow Lagoon وجود دارد که با سفر به این منطقه شاهد یک پل سنگی که برف آن را پوشش داده خواهید بود که با بالا رفتن از آن و عبور از پل متوجه یک گودال می‌شوید که در آن بخش دوم گنج و سومین و آخرین نقشه گنج High Stakes قرار دارد.

  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2

سومین و آخرین بخش گنج High Stakes در بالا و نزدیکی Fort Wallace قرار دارد. با رفتن به قسمت شمال شرقی این محل که نزدیک Bacchus Station است، یک راه قابل مشاهده است که با عبور از آن و پریدن از چند تخته سنگ، به محلی مثل تصویر پایین می‌رسید که یک سوراخ کوچک در آن قرار دارد که محل آخرین گنج است و شما صاحب سه شمش طلا می‌شوید.

  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2
  • Red Dead Redemption 2

۲-به‌دست آوردن شمش‌های طلا

در بازی Red Dead Redemption 2 شاهد وجود شمش‌های طلای بسیاری هستیم که به طور مثال برخی از آن‌ها در نقشه‌های گنج‌ بازی پیدا می‌شود یا یکی دیگر از این شمش‌های طلای را پس از تکمیل مرحله The Spines of America به دست خواهید آورد. همچنین برخی مواقع با لوت کردن برخی از شخصیت‌ها می‌توانید صاحب شمش طلا شوید. با این حال، شمش‌های طلای مخفی نیز در بازی وجود دارد که شاید از وجود آن مطلع نباشید. اولین شمش طلای مخفی در شهر سوخته Limpany در جنوب منطقه Horseshoe Overlook قرار دارد. پس از وارد شدن به این شهر سوخته به ساختمان کلانتری این شهر بروید که در زیر میز آن یک صندوق است و در این صندوق شمش طلا و یک آیتم با ارزش برای اسب شما قرار دارد.

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

دومین شمش طلا پس از شروع چپتر چهارم بازی قابل دسترس است. پس اگر هنوز چپتر سوم را تمام نکرده‌اید، ادامه این بخش ممکن است داستان و اتفاقات پایان چپتر سوم را برای شما فاش کند.

Red Dead Redemption 2

پس از پایان چپتر سوم و ورود به چپتر چهارم، شما می‌توانید به Lemoyne’s Braithwaite Manor در جنوب شهر Rhodes سفر کنید که در ساختمان اصلی این خانه که در آتش سوخته است، یک اتاق در ورودی آن قرار دارد که در آن یک جعبه قفل دیده می‌شود که پس از باز کردن جعبه، شما صاحب شمش طلایی که در داخل آن قرار دارد می‌شوید.

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

۳-همه چیز را لوت کنید

لوت کردن شامل گشتن افرادی که کشته‌اید، جستجوی خانه و محلی که به آن وارد شد‌ه‌اید و دزدی از اشخاص مختلف می‌شود که در طی آن شما می‌توانید اشیای قیمتی، پول نقد، غذا و موارد دیگر را به دست بیاورید. با این حال، چیزهایی که از لوت کردن به دست می‌آورید شاید ارزش یکسانی نداشته باشند. به طور مثال وقتی که یک گروه خلافکار را می‌کشید، بهتر است رئیس گروه را پیدا و لوت کنید یا در مراحل اصلی بازی اشخاص مهمی را که به قتل می‌رسانید اکثرا پول زیاد یا آیتم‌های گرانبهایی را به شما می‌دهند. این موضوع شامل گشتن خانه و موارد دیگر نیز می‌شود. شما اشیا و آیتم‌های قیمتی مثل ساعت جیبی، شمش طلا، گردنبند و غیره را می‌توانید در فروشگاه‌های Fence به فروش برسانید.

Red Dead Redemption 2

۴-اشیای قیمتی و دزدی را در فروشگاه‌های Fence بفروشید

در بازی Red Dead Redemption 2 فروشگاه‌هایی وجود دارند که می‌توانید در آن اشیا و آیتم‌هایی را که ارزش بالایی دارند و شما به آن نیازی ندارید و همچنین اشیای دزدی را به فروش برسانید. به طور مثال شما می‌توانید یک شمش طلا را در فروشگاه Fence به قیمت ۵۰۰ دلار بفروشید. شما در مناطق مختلفی از دنیای بازی که شامل Rhodes ،Emerald Ranch و Saint Denis می‌شود، می‌توانید این فروشگاه‌ها را پیدا و اجناس خود را در آن به فروش برسانید. پس از پایان مرحله The Spines of America در چپتر دوم بازی، اولین فروشگاه Fence باز می‌شود. همچنین یک فروشگاه Fence دیگر نیز در بازی وجود دارد که در طول مراحل بازی باز می‌شود که در آن شما می‌توانید اسب‌های خود مثل اسب دزدی را با قیمتی بالاتر به فروش برسانید.

Red Dead Redemption 2

۵-در طول داستان صاحب مقدار زیادی پول می‌شوید

در طول مراحل داستانی بازی نیز شما دستمزد یا پول دریافت می‌کنید که در برخی از مراحل بازی صاحب پول هنگفتی می‌شوید. به طور مثال شما ۳۰۰ دلار در مرحله An American Pastoral Scene، یک شمش طلا به ارزش ۳۰۰ دلار در مرحله A Strange Kindness، دو هزار دلار در مرحله Sodom? Back to Gomorrah، حدود ۱۸۷ دلار در مرحله Friends in Very Low Places و ۷۵۰ دلار در A Fine Night of Debauchery می‌توانید به دست بیاورید که قطعا پول هنگفتی است. همچنین در طول مراحل بازی شما می‌توانید با لوت کردن و جستجو در محیط صاحب پول نقد و آیتم‌های با ارزش نیز شوید. علاوه بر این، پس از پایان مرحله Horse Flesh For Dinner یک فروشگاه Fence دیگر نیز باز می‌شود که در آن می‌توانید اسب‌هایی را که دزدیده‌اید یا اسب‌هایی را که در طبیعت رام کرده‌اید، به فروش برسانید که پول بیشتری نیز نسبت به اسطبل به شما خواهد داد.

Red Dead Redemption 2

۶-کشتن اعضای باندهای خلافکار بازی و شکار و فروش پوست حیوانات

در طول بازی شاهد باندهای خلافکاری متعددی نیز هستیم. شما می‌توانید با کشتن اعضای این باندها، آن‌ها را لوت کنید و صاحب اشیا و آیتم‌های قیمتی به‌همراه پول نقد شوید. شما می‌توانید این آیتم‌ها را در فروشگاه Fence به فروش برسانید. همچنین می‌توانید با شکار حیوانات مختلف که ارزش بالایی دارند و فروش پوست و بخش‌های مختلف آن، صاحب پول زیادی شوید.

Red Dead Redemption 2

۷-انجام دزدی‌ها و کارهایی که اعضای کمپ پیشنهاد می‌دهند

برخی مواقع اعضای کمپ به شما پیشنهاد دزدی و سرقت می‌دهند. به طور مثال خاویر در کمپ منتظر شما است تا با یکدیگر به دزدی بروید. شما پس از انجام این مراحل فرعی می‌توانید به لوت کردن محل بپردازید و صاحب پول نقد و آیتم‌های ارزشمند شوید و سپس آن‌ها را به فروش برسانید. این نکته قابل ذکر است که ارزش همه این دزدی‌ها که از زمان شروع چپتر دوم آغاز می‌شود، یکسان نیست و در یک ماموریت دزدی ممکن است پول زیادی را به دست بیاورید یا در برخی دیگر انجام این ماموریت چندان سودی برای شما نداشته باشد. همچنین با انجام ماموریت‌های استراوس نیز می‌توانید صاحب پول و آیتم‌های با ارزش برای فروش شوید.

Red Dead Redemption 2

۸-دستگیری افراد تحت تعقیب و تحویل آن‌ها

در کلانتری شهرهای مختلف بازی پوستر افراد تحت تعقیب قرار دارد که می‌توانید با انجام این ماموریت‌ها صاحب پول خوب و راحتی شوید. این نکته لازم به گفتن است که مبلغ هر یک از این افراد در هر منطقه متفاوت است و به طور مثال افراد تحت تعقیب در شهر Saint Denis ارزش بسیار بالاتری نسبت به دیگر شهرهای بازی دارد.

Red Dead Redemption 2

در طول مقاله از راه‌های مختلف موجود در بازی Red Dead Redemption 2 برای جمع آوری راحت پول و پولدار شدن در بازی گفتیم، اما با انجام چند اشتباه می‌توانید بخش زیادی از دارایی خود را نیز از دست دهید. بهتر است در طول بازی به انجام دزدی و غارت نپردازید چرا که تحت تعقیب قرار می‌گیرید یا حتی اگر قصد انجام دادن آن را دارید بهتر است قبل از انجام آن بازی را سیو کنید و در ادامه دزدی کنید که اگر به مشکل خوردید، دوباره قبل از انجام این کار بازگردید. همچنین در طول بازی ممکن است به اشتباه به یک فرد برخورد کنید و تحت تعقیب قرار بگیرید. بهتر است قبل از اینکه بانتی هانترها یا پلیس شما را دستگیر کنند یا بکشند، مبلغی را که برای شما گذاشته شده که اکثرا بسیار پایین است، بپردازید که قطعا بهتر از دست دادن مقدار بسیار بیشتری پول پس از دستگیری یا مردن است.

مدت زیادی تا زمان عرضه‌ی بازی Red Dead Redemption 2 از جانب شرکت راک‌استار (Rockstar) باقی نمانده است و به همین دلیل تقریباً هر روز شاهد انتشار اخبارگوناگون و جدیدی از آن هستیم. به تازگی نیز تصاویر جدیدی از این عنوان منتشر شده است که شخصیت‌های آن را به تصویر می‌کشد.

تصاویر جدید شامل برخی شخصیت‌های هنوز معرفی نشده، سرقت از بانک، منظره‌های زیبا، درگیری‌های تن به تن، گروه داچ، آرتور مورگان و… می‌شود. علاوه بر این‌ها جدا از این‌که همگی از جزئیات بالای جهان Red Dead Redemption 2 اطمینان داریم اما تصاویر جدید به خوبی نورپردازی کم‌نظیر این بازی را برجسته می‌سازد.

عنوان Red Dead Redemption 2 در تاریخ جمعه ۴ آبان ماه ۱۳۹۷ (۲۶ اکتبر ۲۰۱۸ میلادی) برروی پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان منتشر خواهد شد.

شاید کمتر کسی باور کند که بازی محبوب و مورد انتظار The Last of Us Part II تا قبل از سال ۲۰۲۰ عرضه شود. اما شاید بهتر است در این موضوع تجدید نظر کنید زیرا مشخصات موسیقی منتشر شده در روز شیوع، از انتشار این بازی در سال ۲۰۱۹ خبر می‌دهند.

طی روزهای گذشته به مناسبت روز شیوع استودیو ناتی داگ  با همکاری شرکت سونی از محتویات جدیدی با نام محتویات روز شیوع رونمایی کرده‌اند. از جمله محتویات یاد شده می‌توان به پوستر سیاه وسفید جوئل، آواتار، تی‌شرت و تم مخصوص الی اشاره کرد. اما در میان محتویات یاد شده از اولین قطعه‌ی موسیقی بازی The Last of Us Part II نیز رونمایی شد که وظیفه‌ی ساخت این موسیقی و به طور کلی موسیقی‌های بازی، بر عهده‌ی آقای گوستاوو سانتائولایا (Gustavo Santaolalla) است که موسیقی‌های شاهکاری همچون قطعه‌های نسخه‌ی اول را پدید آورد.

اما موضوع عجیب این جاست تمام ویدئوهای مربوط به این موسیقی که توسط کانال پلی‌استیشن موزیک در یوتوب منتشر شده‌اند، در قسمت توضیحات دارای برچسب ۲۰۱۹ هستند که احتمالا به انتشار این بازی در سال ۲۰۱۹ اشاره دارد. در غیر این صورت چه دلیلی دارد که پلی‌استیشن موزیک در تمام ویدئوهای خود سال ۲۰۱۹ را در کنار اسم بازی قرار دهد. دقیقا اندکی پس از این موضوع سونی اعلام کرد که در سال ۲۰۱۸ رویداد PSX برگزار نمی‌شود که این موضوع می‌ تواند حاکی از این باشد که دیگر سونی برنامه‌ای برای معرفی آی‌پی جدید نداشته و قصد دارد تا عناوین انحصاری خود را در سال ۲۰۱۹ عرضه کند.

روز گذشته نیز طی شایعه ای اعلام شده بود که اوایل سال ۲۰۱۹ کنسول پلی‌استیشن ۵ رسما توسط سونی معرفی خواهد شد و این موضوع اگر حقیقت داشته باشد به این معنی است که احتمالا اواخر سال ۲۰۱۹ یا اوایل سال ۲۰۲۰ شاهد عرضه کنسول‌های نسل نهم خواهیم بود. پس از این روی احتمال انتشار بازی های انحصاری سونی به مانند  The Last of Us Part II در سال ۲۰۱۹ بسیار زیاد است. اگرچه بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که بازی‌هایی به مانند The Last of Us Part II و Ghost of Tsushima بازی‌های میان نسلی خواهند بود و برای کنسول پلی‌استیشن ۵ عرضه می‌شوند.

این هفته، هفته‌ی قبل از انتشار بازی Fifa 19 است و آرامش نسبی قبل از طوفان به عنوان Spider-Man این اجازه را داد که برای سومین هفته‌ی پیاپی صدرنشین جدول فروش باشد و به حکومت خود در بازار بریتانیا ادامه دهد. با جدول فروش هفتگی بریتانیا با گیمفا همراه باشید. 

بازی Spider-Man همچنان به رکورد زنی که در هفته‌های پیش شروع کرده بود در این هفته ادامه داد و در ۳ روز به فروش ۳٫۳ میلیون رسید و توانست در این ۳ روز از آخرین فیلمی که بر اساس همین کاراکتر ساخته شده بود (Spider Man: Homecoming) نیز بیشتر فروش کند ولی با این حال هنوز هم با اختلاف نسبتا زیادی در لیست پرفروش‌ترین بازی‌های کمیک‌بوکی در مقام دوم و بعد از بازی Batman Akham Knight قرار دارد. همانطور که قبلا نیز اشاره شده بود به دلیل نبود رقیب قدرتمندی برای این بازی، با وجود کاهش فروش ۵۷ درصدی نسبت به هفته‌ی قبل هنوز هم Spider-Man صدرنشین جدول باقی مانده است. در حال حاضر بازی Spider-Man از نظر فروش نسخه‌ی فیزیکی عنوان انحصاری محبوب سونی یعنی God Of War را پشت سر گذاشته و حدود دو هفته است که رکورد سریع‌ترین فروش بازی سال را که پیش از این متعلق به بازی Far Cry 5 بود را به دست آورده، هرچند که در هفته‌ی آتی Fifa 19 مدعی قدرتمندی برای این عنوان خواهد شد.

در صدر جدول تغییر خاصی ایجاد نشده است و شاهد نایب قهرمانی عنوان Shadow of The Tomb Raider همانند هفته‌ی پیش هستیم، هرچند که این عنوان هم همانند بازی Spider-Man با کاهش فروش ۵۲ درصدی روبرو شده است ولی هنوز می‌توان انتظار فروش بیشتر را برای این بازی به واسطه‌ی تخفیفات کریسمس داشت. بازی Shadow of The Tomb Raider آنطور که انتظار می‌رفت نتوانست جدول فروش را تکان دهد ولی عملکرد آن برای هفته‌ی دوم، عملکردی مطمئن و امیدوار کننده بوده است.

در این هفته شاهد تعویض رتبه‌ی دو عنوان Crash Bandicoot: N.Sane Trilogy و NBA 2K19 با یکدیگر بودیم. NBA 2K19 که هفته‌ی پیش در رتبه‌ی ۳ قرار داشت این هفته یک پله سقوط داشته و جای خود را با عنوان Crash Bandicoot: N.Sane Trilogy که هفته‌ی پیش در سکوی ۴ بود عوض کرده است. با این حال هر دو عنوان به خوبی توانسته‌اند جایگاه زیر ۵ را با قدرت حفظ کنند.

در این بین عنوان Mario Kart 8: Deluxe همانند هفته‌ی پیش یک پله صعود داشته و از رتبه‌ی ۶ خود را به مکان ۵ رسانده است.

عنوان Grand Theft Auto V که به نظر می‌رسد توسط مردم بریتانیا به صورت دیوانه‌واری خریداری می‌شود نه تنها هنوز هم جزو ۱۰ رتبه‌ی برتر در جدول فروش است بلکه نسبت به هفته‌ی پیش یک پله پیشرفت داشته و به رتبه‌ی ۶ صعود کرده است. از قرار معلوم عنوانی نیست که قدرت خروج بازی Grand Theft Auto V را از ۱۰ رتبه‌ی برتر جدول فروش داشته باشد.

بازی Super Mario Odyssey نیز راه هفته‌ی پیش خود را ادامه می‌دهد و پس از انتقال از رتبه‌ی ۱۵ به ۱۰ در هفته‌ی پیش، این هفته به مکان ۷ رسیده است و جایگاه مناسبی را از نظر فروش برای خود محیا کرده است.

عنوان F1 2018 که در هفته‌ی پیش جایگاه ۷ را به خود اختصاص داده بود این هفته با سقوطی یک پله‌ای به جایگاه ۸ منتقل شد و جایگاه خود را به Super Mario Odyssey واگذار کرد.

بازی‌هایی همچون PlayerUnknown’s Battlegrounds و Sonic Mania Plus که در هفته‌ پیش جزو ۱۰ رتبه‌ی برتر نبودند، این هفته به جبران هفته‌ی پیش، به ترتیب سکوهای ۹ و ۱۰ را به خود اختصاص داده‌اند و بازی‌های The Elder Scrolls Online و LEGO The Incredibles که هردو در هفته‌ی پیش عملکرد مناسبی داشتند را از لیست ۱۰ برتر خارج کردند.

بازی The Elder Scrolls Online شاهد سقوط آزادی ۱۳ پله‌ای بود و از رتبه‌ی ۸ به ۲۱ منتقل شد. عنوان LEGO The Incredibles با وجود اینکه از ۱۰ رتبه‌ی برتر خارج شده ولی به نظر می‌رسد هنوز هم بین طرفداران این سری محبوب است و نسبت به هفته‌ی پیش تنها ۲ پله سقوط داشته است؛ یعنی از رتبه‌ی ۹ به ۱۱

بازی‌هایی که به تازگی عرضه شده‌اند:

در این هفته شاهد بازی Transference برای پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان بودیم ولی از نظر فروش اصلا نتوانسته است موفق ظاهر شود. با وجود رقبایی همچون Shadow of The Tomb Raider و  Spider-Man که عناوینی بسیار شناخته شده و مشهور هستند، ورود به جدول ۱۰ برتر و یا کسب مقام‌های بالای آن برای بازی‌هایی که اسم و رسمی ندارند و تازه شروع به کار کرده‌اند امری تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسد. شرایط مشابهی برای بازی The Gardens Between به وجود آمد که برخلاف نظرات نسبتا مثبتی که از منتقدین کسب کرد نتواسنت تا به اکنون به صورت چشمگیری در عرصه‌ی فروش ظاهر شود.

بازی‌های انحصاری:

وقت آن رسیده است تا در ارتباط با وضعیت فروش بازی‌های انحصاری که قبلا عرضه شده‌اند صحبت کنیم. به همانند دو‌ هفته‌ی گذشته بازی Spider-Man با قدرت حکومت را به دست گرفته است و یکه‌تاز شرکت سونی در جدول این هفته محسوب می‌شود. از طرفی دیگر نماینده‌ی شرکت مایکروسافت یعنی PlayerUnknown’s Battlegrounds باری دیگر شروع به قدرت‌نمایی کرده و از رتبه‌ی ۱۱ خود را به ۹ رسانده است و همانند Spider-Man برای سونی، تنها نماینده‌ی مایکروسافت محسوب می‌شود. ولی عناوین انحصاری نینتندو به خوبی راه خود را پیدا کرده‌اند. بازی Mario Kart 8: Deluxe همانند هفته‌ی پیش رتبه‌ی ۵ را برای خود محفوظ نگه داشته و عنوان Super Mario Odyssey نیز از جایگاه ۱۰ به ۷ صعود داشته است.

هفته‌ی آینده منتظر عرضه‌ی چه بازی‌هایی باشیم؟

اصلی‌ترین رقیبی که هفته‌ی بعد برای دو عنوان Spider-Man و Shadow of The Tomb Raider عرضه می‌شود بدون شک بازی Fifa 19 است. انتظار می‌رود که این بازی در طی هفته‌ی بعد بتواند علاوه بر فروش فوق‌العاده، به حکومت انحصاری سونی نیز پایان دهد. علاوه بر بازی Fifa 19، عنوان Life IS strange 2 نیز در طی هفته‌ی بعد می‌تواند رقیب خوبی برای هر سه عنوان ذکر شده باشد. همچنین بازی Valkyria Chronicles 4 نیز در این هفته منتشر می‌شود. این عنوان تا به حال با نظر مثبت منتقدان روبرو شده است و باید دید که آیا می‌تواند در جدول فروش نیز موفق عمل کند یا خیر. مهم‌ترین بازی‌هایی که هفته‌ی آینده منتشر می‌شوند به شرح زیر هستند:

نام بازی

تاریخ انتشار

پلتفرم مقصد

 FIFA 19

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، پلی‌استیشن ۳، اکس‌باکس وان، اکس باکس ۳۶۰، رایانه‌های شخصی و نینتندو سوئیچ

 Punch Line

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی، پی‌اس ویتا

The Cat and the Coup

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی

 The Walking Dead

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی،اکس‌باکس وان

  Timespinner

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی، پی‌اس ویتا

Parkasaurus

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

رایانه‌های شخصی

 BigDay

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

رایانه‌های شخصی

Dakar 18

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی،اکس‌باکس وان

Valkyria Chronicles 4

۳ مهر ۹۷ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸)

پلی‌استیشن ۴، رایانه‌های شخصی،اکس‌باکس وان و نینتندو سوئیچ

جدول برترین‌های فروش در بریتانیا نیز به شرح زیر است:

نام بازی

رتبه‌ی این هفته

رتبه‌ی هفته‌ی پیش

Spider-Man

۱

۱

Shadow of the Tomb Raider

۲

۲

Crash Bandicoot: N.Sane Trilogy NBA 2K19

۳

۴

NBA 2K19

۴

۳

Mario Kart 8: Deluxe

۵

۵

Grand Theft Auto V

۶

۶

Super Mario Odyssey

۷

۱۰

F1 2018

۸

۷

PlayerUnknown’s Battlegrounds

۹

۱۱

Sonic Mania Plus

۱۰

۱۲

لیست کامل ۴۰ بازی پرفروش این هفته در بریتانیا:

لیست ۲۰ بازی پرفروش این هفته‌ی پلی‌استیشن ۴ در بریتانیا:

لیست ۲۰ بازی پرفروش این هفته‌ی اکس باکس وان در بریتانیا:

لیست ۲۰ بازی پرفروش این هفته‌ی نینتندو سوییچ در بریتانیا:

لیست ۲۰ بازی پرفروش این هفته‌ی رایانه‌های شخصی در بریتانیا:

این روزها دنیای بازی‌های ویدئویی زیر بمباران اطلاعاتی جدیدترین بازی شرکت راک‌استار (Rockstar) یعنی Red Dead Redemption 2 قرار گرفته است. تاکنون می‌دانیمبیش از ۲۰۰ حیوان مختلف در بازی وجود دارد، رابط HUD قابل خاموش شدن است، سیستم تیراندازی بازی شبیه به Max Payne 3 خواهد بود و باندلی جدید هم برای نسخه‌ی پلی‌استیشن ۴ پرو این عنوان معرفی شده است.

به تازگی نیز مصاحبه‌ای جدید از جاش باس (Josh Bass)، کارگردان هنری استودیو راک‌استار نورث (Rockstar North)، توسط مجله‌ی رسمی پلی‌استیشن منتشر شده است که اطلاعات جدید دیگری را از این بازی مورد انتظار فاش می‌کند. وی در رابطه با سیستم انتخاب‌ها وتاثیرشان بر داستان و گیم‌پلی Red Dead Redemption 2 بیان داشته است:

در حالی که داستانی عمیق وجود دارد، بازی پُر از انتخاب‌های متنوع است که به بازی‌بازان اجازه می‌دهد تا انتخاب کنند آرتور قانون‌شکنی شرافتمند باشد یا یا تبدیل به فردی یاغی و منفور شود. تمام این موارد به شما بستگی دارد. جهان بازی به روش‌های بزرگ و کوچک، به انتخاب‌های شما واکنش نشان می‌دهد و خوش‌بختانه زمانی که بازی‌بازان تجربیات خود را با یک‌دیگر به اشتراک می‌گذارند، متوجه‌ی تفاوت میان آن‌ها خواهند شد. تمام این‌ها بستگی به انتخاب‌هایی دارد که بازی‌بازان در طول بازی اتخاذ می‌کنند.

هرچند که شاید مقایسه‌ی اشتباهی باشد اما سخنان باس ناخودآگاه ذهن‌ها را به سمت بازی موفق استودیو سی‌دی پراجکت رد (CD Project Red) یعنی The Witcher 3 می‌اندازد؛ عنوانی که در آن انتخاب‌ها و عواقبشان تاثیر غیرقابل انکاری در بازی داشتند و اگر راک‌استار بتواند در این زمینه حتی نیمی از عملکرد سی‌دی پراجکت رد را از خود بر جای گذارد، به موفقیت بسیار عظیمی دست یافته است.

در اینکه بازی Red Dead Redemption 2 یکی از بزرگ‌ترین و وسیع‌ترین عناوین در چند ساله‌ی اخیر است هیچ شکی نیست ولی به نظر می‌رسد که شرکت راک‌استار  (Rockstar) قصد دارد با این عنوان، بازی‌های رایانه‌ای را از نظر وسعت گیم‌پلی نه تنها یک پله، بلکه چندین پله بالا ببرد. همانطور که می‌دانید در نسخه‌ی اول نیز شاهد شکار، حیات وحش طبیعی و حیوانات مختلف نظیر گرگ و بوفالو بودیم و در این حیطه نیز راک‌استار وعده‌هایی باورنکردنی در رابطه با پیشرفت نسبت به نسخه‌ی پیش داده است. 

طبق گفته‌های این شرکت بازی Red Dead Redemption 2 حاوی بیش از ۲۰۰ نوع حیوان خواهد بود. پیش از این نیز می‌دانستیم که این بازی دارای دنیایی کاملا داینامیک و دقیق خواهد بود و این گزاره‌ی راک‌استار نیز مهر تاییدی بر این نظریه زده است. راک‌استار در مورد حیات وحش بازی چنین گفته است:

در حیات وحش بازی Red Dead Redemption 2 شاهد حضور بیش از ۲۰۰ نوع از موجودات مختلف نظیر ماهی، گرگ و پرنده‌های مختلف هستید. تمامی این حیوانات به صورت طبیعی نسبت به محیط خود و تغییرات آن واکنش نشان می‌دهند.

همچنین طرحی از یک گرگ نیز منتشر شده است که می‌توانید آن را در قسمت زیر مشاهده کنید.

بازی Red Dead Redemption 2 در تاریخ جمعه ۴ آبان سال ۹۷ (۲۶ اکتبر سال ۲۰۱۸) برای پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان عرضه خواهد شد.

به تازگی تریلری جدید از بازی Assassin’s Creed: Odyssey منتشر شده که اهمیت انتخاب‌های بازیکنان را به تصویر می‌کشد.

تا یک ماه دیگر، بازی Assassin’s Creed: Odyssey به طور رسمی به دست کاربران و طرفداران این مجموعه خواهد رسید. قطعا تمامی کاربران برای انتشار این بازی هیجان‌زده خواهند بود و قصد دارند تا شاهد تغییرات و اضافه شدن قابلیت‌های جدیدی به بازی باشند تا باری دیگر یک تجربه بسیار خوب به آن‌ها ارائه شود. نسخه‌ی Assassin’s Creed: Odyssey، شباهت‌هایی به نسخه‌ی قبلی بازی خواهد داشت و در واقع برخی از المان‌های بازی از این نسخه الهام گرفته شده است. حتما باید بدانید که ما در نسخه‌ی Origins، برای اولین بار شاهد اضافه شدن المان‌ها و ویژگی‌های بازی‌های نقش‌آفرینی بودیم و البته این نکته باعث شده بود تا هیجان بازی افزایش یابد. یک سختی خاص و شیرین به گیم‍‌پلی بازی اضافه شده بود که رضایت کاربران را به دنبال داشت. اکنون طبق گفته‌های سازنده بازی یعنی شرکت یوبی‌سافت (Ubisoft)، این المان‌های نقش‌آفرینی در نسخه جدید بازی حضور خواهند داشت و حتی تغییرات مثبت زیادی به خود دیده‌اند.

اکنون در جریان جدیدترین اخبار این بازی، اخیرا تریلری جدید از Assassin’s Creed: Odyssey منتشر شده که اهمیت انتخاب‌های کاربران را نشان می‌دهد. در واقع سازندگان بازی قصد دارند تا در هر نسخه، میزان اختیارات و تاثیرگذاری تصمیم‌های شما را افزایش دهند تا هرکس از تجربه بازی، یک نتیجه متفاوت را به دست آورد. شما در گفت و گوها و ملاقات با شخصیت‌های مختلف، می‌توانید دیالوگ مدنظر خود را انتخاب کرده تا شاهد عواقب و اتفاقات‌های بعد از آن باشید. می‌توانید از این طریق روابط خود را با برخی از بزرگان افزایش داده و به آن‌ها نزدیک شوید. به طور کلی این شما خواهید بود که اتفاقات داستان بازی را رقم خواهید زد و گزینه‌های انتخابی شما، بسیار تاثیرگذار هستند.

اما این تریلر فقط به نمایش اهمیت انتخاب‌های کاربران نپرداخته و در قسمت‌هایی دیگر، می‌توانید ویژگی‌ها و جزئیات المان‌های نقش‌آفرینی بازی Assassin’s Creed: Odyssey را تماشا کنید. تکه هایی از مبارزات شخصیتهای اصلی بازی و نحوه به قتل رسیدن دشمنان، برای شما به نمایش درمی‌آید.

در ادامه می‌توانید این تریلر جدید را مشاهده کنید:

بازی محبوب و مورد انتظار Spider-Man طی روزهای آینده رسما عرضه می‌شود و حال به تازگی نقدها و نمرات این بازی نیز منتشر شده است که با یکدیگر مروری بر آن‌ها خواهیم داشت. با ما همراه باشید.

شاید سری Spider Man برای بسیاری از بازی‌بازان تجربه‌ی جدیدی باشد؛ تجربه‌ای که برای اولین بار آن را در نسل هشتم تجربه می‌کنند و یا برخی دیگر نیز ممکن است نسخه‌های نسل هفتمی این سری را نیز تجربه کرده باشند. اما شاید هنوز هم بازی‌بازانی هستند که تجربه‌ی این سری را از چند نسل قبل آغاز کرده‌اند؛ زمانی که صنعت بازی‌های ودئویی به مانند حال رنگ و بوی جدی به خود نگرفته و بسیاری از ما دوران کودکی خود را به تجربه‌ی بازی‌هایی هم‌چون سری Spider Man بر‌روی کنسول‌های آتاری ۲۶۰۰ یا سگا جنسیس پرداختیم؛ زمانی که مسائلی به مانند افت فریم، رزلوشن، جزئیات گرافیکی، مکانیزم‌های گیم‌پلی برایمان اصلا مطرح نبوده‌اند. نام سری Spider-Man در نسل ششم بیش از پیش مطرح شد. اولین نسخه‌ای که از این سری برای کنسول پلی‌استیشن ۲ منتشر شد، فروش بسیار موفقی را تجربه کرده و  توانست به عنوان هفتمین بازی پرفروش سال ۲۰۰۲ لقب بگیرد. موفقیت نسخه‌ی اول باعث شد تا سازندگان سریعا به سراغ ساخت نسخه‌ی دوم آن بروند و نسخه دوم بازی یعنی Spider-Man  ۲ را می‌توان دوران طلایی این سری به شمار آورد. استودیوی تری آرک و اکتیویژن با الهام گرفتن از بازی ۳ Grand Theft Auto ایده‌های نابی را در بازی Spider-man 2 پیاده کردند؛ تبدیل کردن Spider-man به یک بازی جهان آزاد. ایده‌ای که تا به امروز در تمامی نسخه‌های سری مرد عنکبوتی شاهد آن بوده‌ایم. از آن زمان ۱۴ سال می‌گذرد و اگرچه طی سال‌های اخیر نسخه‌های زیادی را از این سری تجربه کرده‌ایم اما نسخه جدیدی این بازی که توسط استودیوی اینسامنیاک گیمز ساخته می‌شود رنگ و بوی دیگری دارد؛ نه به این دلیل که منحصرا بر‌روی کنسول خاصی منتشر می‌شود بلکه با توجه به سابقه‌ای که از استودیوی اینسامنیاک گیمز سراغ داشته و آن‌چه که تا به حال از بازی Spider-Man مشاهده کرده‌ایم‌، همه و همه نوید تجربه‌ای متفاوت و منحصر بفرد را می‌دهند.

به تازگی نقد‌ها و نمرات بازی  Spider-Man منتشر شده است که با یکدیگر مروری بر آن‌ها خواهیم داشت:

Game Rant 10/10

از داستان بازی گرفته تا کاوش در دنیای آن و حتی مبارزات به طور بی‌نظیری بهبود یافته‌اند. در بازی Spider_Man کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارد که انجام دادن آن‌ها جالب و سرگرم کننده است. استودیوی اینسامنیاک گیمز با تلاش بی وقفه‌ای این بازی را ساخته و فراتر از استانداردهای یک بازی ویدئویی به طراحی و احیای شخصیت‌های آن پرداخته است. Spider-Man یک بازی ابرقهرمانی فوق العاده، یک انحصاری عالی برای کنسول پلی‌استیشن ۴ و از همه مهم‌تر به تنهایی یک بازی فوق‌العاده در نوع خود به شمار می‌آید.

DualShockers 10/10

چه زمانی که شما با تار اندازی میان ساختمان‌های شهر تاب خورده، به دنبال کاوش در مناطق مختلف شهر و جمع آوری آیتم‌های مختلف بوده یا زمانی که با قدرت‌های ابرقهرمانی مرد عنکبوتی و گجت‌های وی مشغول مبارزه با جرم و جنایت هستید، تجربه‌ی بازی Marvel’s Spider-Man واقعا در تمام لحظات لذت بخش است. من با اطمینان می‌توانم بگویم که این بازی با اختلاف بهترین بازی ابرقهرمانی است که تا به حال تجربه کرده‌ام.

DarkStation 10/10

جملات برای وصف زیبایی بصری بازی و یا کاستوم‌های اضافی که به آن‌ها دسترسی خواهید داشت کافی نیست؛  هیچ چیز به اندازه‌ی کاستوم جدیدی که اینسامنیاک گیمز ساخته است جذاب نیست. من می‌توانم ساعت‌ها در رابطه با باس فایت‌های فوق العاده بازی و این‌که چگونه آن‌ها مهارت‌های شما را به چالش می‌کشند و حتی دشمنان بازی صحبت کنم؛ من قادر به انجام همه این‌ها هستم اما این کار را نمی‌کنم زیرا شما باید خود بازی را تجربه کنید. دوباره تکرار می‌کنم بدون در نظر گرفتن نمرات بازی، Marvel’s Spider-Man بهترین بازی است  که شما امسال تجربه خواهید کرد. برای من که قطعا این گونه است.

COGconnected 10/10
من نمی‌توانم از فکر کردن به این بازی دست بردارم. اگر این بازی را تجربه نکنم می‌خواهم همچنان در فکر آن باشم. سیستم تار اندازی بسیار عالی، مبارزات عمیق و متنوع و میلیون‌ها کار دیگری که می‌توان در بازی انجام داد. داستان بازی بسیار احساسی و عمیق است و بسیاری از طرفداران این سری را هیجان زده می‌کند. بازی دارای زیباترین جلوه‌های بصری در میان بازی‌های سال ۲۰۱۸ بوده و صادقانه بگویم یکی از بهترین بازی‌هایی است که من تا به حال تجربه کرده‌ام.
Game Informer 9.5/10
از لحظه ای که بازی به دستتان می رسد تا آخرین سکانس داستانی بازی هیجان زیادی در انتظار شما قرار دارد. تجربه‌ی بازی نکته ای را فضا می کند که با فهمیدن آن انتظار برای نسخه‌ی دوم بازی بسیار سخت می‌شود.
Playstation Universe 9.5/10
بازگشت باشکوه قهرمان پلی‌استیشن. اینسامنیاک گیمز تنها یک بازی انحصاری دیگر را به ما ارائه نداده بلکه Spider-Man را می توان بهترین بازی بلک باستر کنسول پلی استیشن ۴ به شمار آورد.  Spider-Man یک بازی پر سر و صدا و یک پیروزی بزرگ می باشد که شکوه و عظمت سینمایی آن از هر جلوه ای نمایان است. هر بازی بازی که دارای کنسول پلی استیشن۴ است باید Spider-Man را به کالکشن بازی های خود اضافه کند.
GamesBeat 9.5/10
استودیوی اینسومنیاک گیمز توسعه‌ی بازی Spider-Man را به عهده گرفت و حال این بازی به عنوان بهترین نسخه‌ی این سری پادشاهی می‌کند.
GameSpot 9/10
مشکلات کوچک بازی نمی‌تواند مانع این شود که بگوییم استودیوی اینسامنیاک گیمز با خلق بازی که یادآور دوران طلایی و نسخه‌های محبوب این سری می‌باشد به دستاورد بزرگی دست یافته است. به تصویر کشیدن مرد عنکبوتی، پیاده سازی قابلیت‌های وی در بازی و وقتی که استودیوی اینسامنیاک گیزم بر‌روی طراحی شخصیت‌های بازی گذاشته تا عمق و احساس بیشتری به داستان بازی منتقل کند واقعا شگفت انگیز است. بازی‌های جهان آزاد زیادی با موضوع Spider Man ساخته شده که بازی‌باز قادر بود تا آزادانه در دنیای آن‌ها به کاوش بپردازدو با خلافکاران مبارزه کند اما هیچ‌کدام از آن‌ها دارای تجربه و هویت کاملی نبوده‌اند. استودیوی اینسامنیاک گیمز تجربه شگفت انگیزی را از Spider-Man خلق کرده است که تاثیر ماندگاری بر جای می‌گذارد؛ تجربه‌ای که حتی پس از پایان داستان بازی نیز مطمئنا مدت زیادی شما را به خود مشغول خواهد کرد.
Stevivor 9/10
در حالی که داستان بازی کمی نا امید کننده است اما ما این بازی را به دلیل دنیای جهان آزاد ابر قهرمانی آن تجربه می‌کنیم، Spider-Man در این زمینه فوق العاده عمل کرده است.
Destructoid 9/10
Spider-Man یک بازی ابرقهرمانی فوق العاده است، کاری که فقط استودیوی اینسامنیاک گیمز از پس آن بر می‌آید.
Wccftech 8.8/10
اینسامنیاک گیمز به طور استادانه‌ای شخصیت پیتر پارکر را با مبارزات و تاراندازی ( هویت) مرد عنکبوتی ترکیب کرده است تا تجربه‌ای را خلق کند که تمام کاربران کنسول پلی‌استیشن ۴ حتما باید آن را تجربه کنند.
IGN 8.7/10
شاید دنیای جهان آزاد بازی تجربه‌ی هیجان انگیزی را در طول بخش داستانی ارائه ندهد اما پایه و اساس آن به گونه‌ای ساخته شده که بدون شک تماشایی و شگفت انگیز است.
Everyeye.it ۸٫۳/۱۰
Marvel’s Spider-Man یک بازی تماشایی است که گیم‌پلی پویایی دارد و اینسومنیاک گیمز با ساخت آن به موفقیت بزرگی دست یافته است. اما زمانی که به ماموریت‌های فرعی برسیم بازی فاقد اصالت است.
VideoGamer 8/10
علی‌رغم وجود برخی عناصر تاریخ مصرف گذشته در دنیای جهان آزاد بازی، Spider-Man همچنان شخصیت پردازی عالی، داستان رضایت بخش، مبارزات فوق العاده ای داشته و تار‌اندازی یا تاب خوردن میان ساختمان‌های شهر همچنان لذت بخش است.
Eurogamer Italy 8/10
به غیر از برخی مشکلات کوچک، همه چیز به خوبی کار می‌کند. Spider-Man بیشتر از همیشه روی فرم است؛ او می پرد، می جنگد و در داستانی زندگی می کند که در دنیایی بسیار زیبا جریان دارد؛ دنیای که به خوبی ساخته و به تصویر کشیده شده است. اما Spider-Man بازی است که تا حدودی اسیر جاه طلبی‌های خود شده و سعی دارد تجربه‌ای بیش از ظرفیت خود ارائه دهد. حیف است بدانیم نقطه‌ی قوت این بازی یعنی شهر زیبای نیویورک که با جزییات بسیار بالایی طراحی شده است، دقیقا نقطه‌ی ضعف اصلی آن به حساب می‌آید. در رابطه با جرم و جنایت‌ها، آزادی مرد عنکبوتی تنبیهی برای او است؛ آن‌هم به دلیل شماتیک و ماموریت‌های فرعی تکراری.
Gameblog.fr 7/10
Marvel’s Spider-Man در عین حال که هیجان زیادی را منتقل می‌کند اما در عین حال سقوط آزاد داشته است. شاید بازی اسپایدرمن ( مرد عنکبوتی) را به طرز بی‌نظیری در لوکیشن اصلی بازی یعنی شهر نیویورک به تصویر کشیده باشد اما طرح کلی بازی و بسیاری از ماموریت‌های آن از نسخه‌های اخیر سری Batman کپی برداری شده‌اند. Spider-Man بازی با ثبات و با شکوهی است اما باید گفت که این بازی فاقد جسارت و اصالت است.
M3 7/10
استودیوی اینسامنیاک کارهای درست زیادی با Spider-Man انجام می‌دهد. حس ابرقهرمانی بودن بازی فوق العاده است و طرفداران اسپایدرمن ‌(مرد عنکبوتی) رفرنس‌های زیادی در ارتباط با دنیای این شخصیت خواهند یافت. اما بازی از کمبود یک چیز رنج می‌برد که سخت است تا دقیق به آن اشاره کنیم. تعدادی از ماموریت‌های مضحک بازی اصلا متنوع و منحصر بفرد نبوده و داستان بازی نیز فاقد هیجان است. Spider-Man در عین حال که یک بازی زیبا، وسوسه انگیز و خلاق است، یک تجربه‌ی تکراری و بیش از حد جاه طلب به شمار می‌آید.
Metro GameCentral 7/10
یکی از بهترین بازی های اسپایدرمن ( مرد عنکبوتی) که تا به حال ساخته شده اما تنها مشکل کار این جا است که به هیچ وجه نتوانسته باعث پیشرفت و جلو راندن ژانر بازی‌های ابرقهرمانی شود.
Guardian 6/10
بازی علاقه و عشق شدیدی به اسپایدر من نشان می‌دهد و پایان بازی شامل قسمتی است که او به آن افتخار می‌کند. اما استودیوی اینسامنیاک گیمز برای این که دنیای بازی را بهتر بسازد، بیش از حد بر‌روی قهزمان آن تکیه کرده است که در نتیجه ضعف‌های بسیاری را در طول بخش داستانی و قبل از پایان قدرتمند آن آشکار می‌سازد.

بازی Marvel’s Spider-Man در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۹۷ (۷ سپتامبر ۲۰۱۸) به صورت انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن ۴ منتشر می‌شود.

شبکه نتفلیکس رسما تایید کرد که هنری کویل برای بازی در نقش گرالت در سریال The Witcher انتخاب شده است.

در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون، بازیگر نقش گرالت در سریال The Witcher (ویچر) رسما انتخاب و معرفی شده است. شبکه نت فلیکس رسما اعلام کرد که هنری کویل قرار است نقش گرالت او ریویا را در این سریال فانتزی و حماسی بازی کند. سریال The Witcher براساس رمان‌های آندری ساپکوفسکی، نویسنده لهستانی ساخته می‌شود. طبق خلاصه داستان منتشر شده از سریال ویچر توسط شبکه نتفلیکس:

سریال The Witcher یک داستان حماسی از سرنوشت و خانواده را روایت می‌کند. گرالت او ریویا یک شکارچی هیولای تنها است که تلاش می‌کند تا جایگاه خود را در این دنیا که اکثر مردم در آن از حیوانات وحشی بسیار شرورتر هستند، پیدا کند. اما زمانی که سرنوشت او را به سمت یک جادوگر قدرتمند و یک شاهزاده خانم جوان با یک راز بسیار خطرناک می‌کشاند، این سه باید یاد بگیرند تا با یکدیگر از این سرزمینی که هر روز خطرناکتر می‌شود، عبور کنند.

ماه گذشته نیز کویل به بازی در نقش گرالت در سریال The Witcher ابراز علاقه کرده بود و اخیرا فیلمنامه تست بازیگری این سریال فاش شده است و به نظر می‌رسد که به‌زودی باید شاهد استخدام و معرفی دیگر بازیگران این سریال نیز باشیم. فصل اول سریال The Witcher قرار است کمی کوتاه‌تر از حد انتظار باشد و تنها در ۸ قسمت تولید خواهد شد که انتظار نمی‌رود این سریال زودتر از سال ۲۰۲۰ از شبکه نتفلیکس منتشر شود. ماه آذر سال گذشته، نتفلیکس لورن اشمیت هیسریش، تهیه‌کننده اجرایی سریال The Defenders (دیفندرز) و سریال Daredevil (دردویل)، را به‌عنوان سازنده این سریال معرفی کرد.

علاوه بر بازی در نقش سوپرمن، کویل بیشتر برای بازی در سریال The Tudors (تودورها) و فیلم The Man from U.N.C.L.E. (مردی از یو.ان.سی.ال.ای) شناخته شده است. همچنین اخیرا بازی کویل در فیلم Mission Impossible: Fallout (ماموریت غیر ممکن: فال اوت) با تحسین منتقدان و تماشاگران نیز مواجه شده است. سریال The Witcher اولین سریال کویل پس از سریال The Tudors است که در بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ به روی آنتن رفته بود.

حالا که در قسمت اول موشکافی داستان بازی God of War در مورد کاراکترهای فرعی نوشتم، بهتر است بچسبیم به اصل کاری‌ها؛ کریتوس، آترئوس و این وسط هم در مورد چند نفر دیگر صحبت کنیم. در قسمت قبل کاراکترهای فرعی را بررسی کردیم و مروری بر داستان آ‌ن‌‌ها چه در اساطیر نورس و چه در خود بازی God of War داشتیم. پس این مقاله دیگر نیازی به مقدمه چینی ندارد، همه چیز را خودتان می‌دانید. می‌خواهیم صاف برویم سراغ کریتوس. سپس مروری به شخصیت مرموز آترئوس داشته باشیم و در نهایت نگاهی به نکات پنهان و آشکار دنیای بازی بیندازیم.

Kratos

کریتوس

دیگر همه کریتوس را می‌شناسید، شخصیت تک بعدی و بی‌اعصابی در عصر یونان که حالا تبدیل به شخصیتی نسبتا عمیق‌تر و قابل تامل شده و می‌توان در مورد آن صحبت کرد. این حرف‌های تکراری را ادامه نمی‌دهم و بهتر است در مورد حضورش در نسخه جدید God of War و عصر نورس صحبت کنیم.

چگونه پای او به نورس باز شد؟

یکی از بزرگ‌ترین سوالات حول محور God of War جدید این است که خدای جنگ یونان چطور پایش به دنیای نورس باز شد. آیا باز هم پای آتنا وسط است؟ آیا غول یا خدایی از نورس او را به این دنیا کشانده است؟ راستش را بخواهید من این‌گونه فکر نمی‌کنم. شاید از نظرتان این مسئله که کریتوس چگونه پایش اینجا باز شده یک گودال سیاه و تاریک پر از علامت‌های سوال باشد که در ذهن‌تان ایجاد شده است، اما از نظر من اصلا نکته پیچیده‌ای در این قسمت وجود ندارد. اگر بر اساس دانشی که در زمینه دنیای نورس دارم بخواهیم این داستان را بچینیم نظر من این است:

چگونگی حضور او در نورس از نظر من مورد خاصی نیست. اقیانوس او را به نزدیک‌ترین خشکی به یونان آورده است، مگر این‌که در آینده خلافش ثابت شود

میدگارد یک سرزمین پهناور است که دور تا دور آن را اقیانوس احاطه کرده است. میدگارد در اصل یکی از هزاران سرزمین روی کره زمین است که در نورس به آن میدگارد می‌گویند. حال می‌دانیم که پس از نابودی الیمپوس و کشته شدن پوزئیدون که خدای دریا بود، کل آن سرزمین در زیر اقیانوس فرو رفت. کریتوس هم در صحنه آخر به آب میوفتد. خب با یک معادله ساده می‌توان به این نتیجه رسید که آب‌ها او را به نقطه‌ای دور برده‌اند، سرزمینی که کریتوس در ساحل آن بی‌هوش روی زمین افتاده باشد و نداند کجا است. البته نه خیلی دور که به مصر یا سرزمین مایان‌ها فکر کنیم. بلکه سرزمینی نزدیک‌ به یونان. بعد از این ماجرا، می‌توانیم در ذهن خودمان داستان‌سازی کنیم. این که او به هوش آمده و چندین کیلومتر را پیاده رفته تا به نورس رسیده یا اینکه یک غول زن به نام فی، کریتوس را در این ساحل پیدا می‌کند، او را به کلبه‌اش می‌برد، مداوایش می‌کند و بقیه‌ی ماجرا.. و آترئوس.

البته تمامی این موارد زمانی درست است که هیچ اتفاق خاصی بین پایان God of War 3 و God of War جدید رخ نداده باشد. تا زمانی که خود سازنده بازی حرفی از این موضوع نزده، نیاز نیست زیاد در موردش تئوری سازی کنیم. اگر مطلب قبل در مورد میمیر را خوانده باشید، او یک دیالوگ داشت: «زمانی می‌رسد که یک مرد باید گذشته‌اش را فراموش کند و به شمال سفر کند.» چنین دیالوگی که مربوط به داستان میمیر بود، احتمالا در مورد داستان کریتوس هم صدق می‌کند. اینکه او مدت‌ها، یا شاید سال‌ها در سرزمینی تهی راه رفته تا به جایی برسد و نهایتا پایش به میدگارد باز می‌شود. فقط زمانی این معادله ساده به هم می‌خورد که در قسمت دوم، سانتا مونیکا به نحوه ورود کریتوس به این دنیا اشاره کند.

God of War Art

نکاتی در مورد کریتوس

دیگر به خوبی کریتوس را می‌شناسیم، اینکه او چه بود و چه کارهایی انجام داد. در این نورس هم به خوبی با ماجراجویش همراه بودیم. بنابراین دیگر این موارد تکراری را در این مطلب بیان نمی‌کنم تا جا برای دیگر موضوعات باز شود. اما بهتر است به چند نکته جالب در مورد کریتوس اشاره کنیم. البته در قسمت آخر مقاله و بررسی‌ تئوری‌های موجود، با این کاراکتر زیاد سر و کار خواهیم داشت.

پدر لوکی فارباوتی نام دارد؛ به معنای مهاجم قدرتمند. او غولی نیرومند بود که با مشخصات کریتوس همخوانی دارد

همانطور که می‌دانید، آترئوس، لوکی مشهور دنیای نورس است. اما جالب است بدانید که پدر واقعی لوکی، غولی به نام فارباوتی «Farbauti» بود. نکته جذاب ماجرا این است که فارباوتی، به معنای مهاجم ظالم است. شاید کریتوس حالا دیگر آن‌قدرها هم ظالم نباشد یا اصلا هنوز دلیلی برای ظالم بودن پیدا نکرده باشد، اما به هر حال این نام کاملا برازنده شخصیت قبلی او است. متاسفانه با جست و جوی فارباوتی نتوانستم اطلاعات زیادی از او در فضای اینترنت یا کتاب‌ها پیدا کنم که یک جور‌هایی سر نخ داستانش در اسطوره‌شناسی نورس را به کریتوس بدوزم؛ اما خب همین معنای نام او به خوبی به تن کریتوس می‌نشیند. البته این را هم فراموش نکنیم. در پایان بازی و تصاویری که روی دیوار منطقه یوتنهایم نقش بسته، به جای نام کریتوس، از نام فارباوتی یاد شده است. بنابراین می‌توان گفت فِی او را فارباوتی صدا می‌کرد.

یکی دیگر از سوالات مهم این است: چطور تا این لحظه و بزرگ شدن آترئوس، هیچ کدام از خدایان نتوانستند کریتوس را پیدا کنند؟ کریتوس زمانی که پا به دنیای نورس گذاشت و با فی آشنا شد، شخصیتی نبود که به راحتی در امان باشد. او قدرتی ویژه داشت و قطعا خدایان آسیر (خدایانی که در آسگارد زندگی می‌کنند) می‌توانستند وجود آن را حس کنند. به لطف همسر دوم او یعنی فی، کریتوس به خوبی می‌دانست که ثور و اودین چه کسانی هستند و چه قدرت‌هایی دارند. اما چگونه او بعد از این همه سال هنوز در امان بود و خدایی پیدایش نکرده بود؟ چطور بعد این همه مدت این دو توانسته بودند از دید خدایانی که در آسگارد سکونت داشتند، یا حتی فریا که در نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کرد دور بمانند؟‌ خب دلیل این موضوع، درختانی هستند که نشانه گذاری شده بودند.

چند سال پس از آشنایی کریتوس و فِی، همسر کریتوس به دلیل نامعلومی می‌میرد. همانطور که می‌دانید، بزرگ‌ترین درخواست فی این بود که خاکستر او را به بلندترین قله نورس ببرند، اما همچنین نباید فراموش کنیم که فی از او درخواست کرد تا ابتدا جنازه او را با درخت‌هایی که با نشانه دست علامت‌گذاری شده بودند قطع کنند و بسوزانند. در ابتدای بازی هم به خوبی می‌بینیم که کریتوس هم همین درخت را قطع کرد. حال جالب است بدانید که این درختانی که نشانه دست زرد رنگ روی آن‌ها نقش بسته بود، محافظی برای منطقه‌ای بودند که این سه نفر یعنی کریتوس، فی و آترئوس در آن زندگی می‌کردند. این محافظ جادویی، آن‌ها را نه فقط از دید دراگرها، ترول‌ها، اژدهایان و هیولاها دور نگه می‌داشت، بلکه حتی هیچ خدایی قادر به پیدا کردن آن‌ها نبود. دقیقا پس از قطع کردن این درخت و سوزاندنش بود که سر و کله غریبه‌ها پیدا شد. هنگامی که کریتوس و آترئوس به شکار رفتند، ابتدا سر و کله دراگرها و سپس یک ترول پیدا شد. هنگامی که بازگشتند، سر و کله بالدر پیدا شد. همانطور که در قسمت قبل گفتم، خدایان به دنبال نابود کردن تمامی غول‌ها بودند، اما فی که یکی از مهم‌ترین دشمنان اودین بود، از دید آن‌‌ها ناپدید شد. حال با از بین رفتن این محافظ جادویی، مکانی جدید در برابر خدایان پدیدار شد و آن‌ها نیز با فرستادن بالدر به آن منطقه، حالا با کریتوس رو به رو شدند.

یکی از نکات جالبی که دوست دارم به آن اشاره کنم، داستان‌هایی است که کریتوس در هنگام قایق‌سواری برای آترئوس تعریف می‌کرد. داستان‌های مختلفی مانند خرگوش و لاکپشت، یا قورباغه و عقرب. اما یکی از داستان‌هایی که او تعریف کرد، مربوط به اسبی می‌شد که به دنبال انتقام بود. اسبی که به شخصی اجازه داد تا برای یافتن میلش به انتقام روی او سوار شود، اما در نهایت این اسب بود که آزادی‌اش را از دست داد. این داستان، اشاره متسقیم به رویارویی کریتوس و آرس بود. نکته خاص و پنهانی در آن وجود ندارد، اما به هر حال کریتوس از همان ابتدا سعی داشت به طور کاملا غیر مستقیم، با چنین داستان‌هایی آترئوس را تربیت کند و از گذشته‌ای که تجربه کرده بود، این پسر را آموزش دهد. اما خب کریتوس در داستان گویی یک افتضاح به تمام معنا بود.

مورد جالب دیگر، یکی دیگر از پنهان‌کاری‌های کریتوس از پسرش بود. کریتوس یکی از قدرت‌های پدرش یعنی زئوس را از آترئوس پنهان کرد. در یکی از صحنه‌های بازی بعد از اینکه آترئوس متوجه می‌شود یک خدا است، خیلی زود ذهنش به این سمت می‌رود که آیا می‌تواند تبدیل به یک حیوان شود؟ او زمانی که این سوال را از کریتوس می‌پرسد، کریتوس سکوت می‌کند، به فکر فرو می‌رود و سپس می‌گوید نه نمی‌توانی. اما کریتوس می‌دانست که زئوس، قدرت تغییر شکل داشت. در اصل او تنها خدایی بود که می‌توانست به هر شکلی که می‌خواهد تبدیل شود. حال حساب کنید، زئوس پدربزرگ آترئوس است و خب.. بله لوکی می‌تواند تغییر شکل دهد.

نکته جالب توجه‌ دیگری بعید است در مورد کریتوس مانده باشد. بهتر است به سراغ آترئوس برویم و صحبت در مورد کریتوس را در بخش تئوری‌ها ادامه دهیم. در قسمت آخر این مقاله‌های سه‌گانه، حرف‌های زیادی در مورد کریتوس خواهم گفت؛ تئوری‌هایی عجیب که می‌خواهم با خواندن آن‌ها مغزتان سوت بکشد.

God of War Atreus

آترئوس

در دنیای God of War، آترئوس یک خدای دو رگه است، ترکیبی وحشتناک از خطرناک‌ترین شخص خدایان یونان و غولی از دنیای نورس. ترکیب این دو دنیا، لوکی را به دنیا آورد. اما قبل از صحبت در مورد آترئوس/لوکی قصد دارم ابتدا بگذارید کمی در مورد لوکی اساطیر نورس بنویسم.

لوکی در افسانه‌های نورس

باید این نکته را همین حالا برای همه روشن کنم: لوکی هرگز خدای بدی نیست! لوکی خدایی با چهره‌ای بسیار زیبا و فریبنده بود، طرز صحبت کردن و حرف‌هایش باعث آرامش می‌شد و هوش فوق‌العاده بالایی داشت؛ شاید حتی باهوش‌ترین خدای نورس. اما در عین حال اون دغلباز، حیله‌گر و مکار بود. او بارها و بارها باعث دردسر خدایان شد، اما به همان اندازه که خدایان را با مشکل مواجه می‌کرد، باعث رفع مشکلات آن‌ها هم می‌شد! داستان‌های زیادی هم در این مورد وجود دارد. داستان‌هایی که در آن لوکی شخصی به شدت مفید واقع شد.

یکی از این داستان‌ها را می‌دانید. روایت ساخته شدن میولنیر، چکش قدرتمند ثور و دیگر هدایای بزرگ خدایان به قدری اتفاق مهمی بود که ثور و اودین نمی‌توانستند چنین محبتی را نادیده بگیرند. حتی روایتی وجود دارد که لوکی باعث شد یک غول معمار بتواند در مدت کوتاهی، دیوارهایی بلند و قطوری برای محافظت از آسگارد بسازد. حتی در روایتی آمده است که روزی چکش ثور توسط یک غول دزدیده می‌شود و در نهایت این لوکی بود که با پیدا کردن این دزد و ارائه پیشنهاد، توانست این چکش را پس بگیرد. درست است که لوکی با فرزندان خود یعنی هل، فنریر و یورمونگاند‌ دردسرهای عظیمی برای نورس ایجاد کرد، اما در عین حال او زمانی بنا به دلایلی، تبدیل به یک اسب ماده شد و اسبی با هشت دست و پا به نام اسلیپنیر به دنیا آورد که اودین با آن توانست پا به سرزمین هلهایم بگذارد و دشمنانش را از سر راه بردارد. پس هرگز او را شخصیتی کاملا منفی قلمداد نکنید. او شرور است، اما در عین حال کارهای خوبی هم ازش بر می‌آید.

به خاطر داشته باشید که لوکی در اسطوره‌شناسی نورس صرفا فردی منفی نیست! او در بسیاری از مواقع مشکل‌گشای بسیاری از خدایان بوده است و حتی ثور چکشش را به لطف لوکی به دست آورده است

لوکی فرزند دو غول به نام‌های لویفی «Laufey» و فاربوتی «Farbauti» است. لویفی به معنای سوزن است چرا که او غولی تیز و فرز بود. فاربوتی را که پیش از این در بخش کریتوس شناختید؛ غولی تندخو که قادر بود ضربات بسیار محکمی به دشمن وارد کند. از جمله دارایی‌های لوکی می‌توان به کفش‌های او اشاره کرد که قادر بود با آن‌ها در آسمان پرواز کند. همچنین او می‌توانست به راحتی تبدیل به هر موجودی بشود. از یک حیوان کوچک گرفته تا هیولایی بزرگ. اما خب جالب است بدانید که تمامی سلاح‌ و ویژگی‌های او، باید در برابر ذهن مکارش زانو بزنند. قدرت هوش و ذهن لوکی به قدری زیاد بود که می‌توانست در عین حال حیله‌گر باشد و در عین حال فردی مفید. می‌توانست خرابی به بار بیاورد و می‌توانست بسازد.

راستی، بر خلاف تصور همگان، لوکی برادر ثور نیست، بلکه او برادر تنی اودین است. کسی نمی‌داند لوکی چگونه پا به آسگارد گذاشت اما این را باید بدانید زمانی که او یک نوزاد بود، توسط اودین بزرگ می‌شود اما او را فرزند خودش نمی‌‌داند. پس این مورد را با لوکی و ثور در دنیای سینمایی مارول اشتباه نگیرید. لوکی یک وزنه مهم برای رشد و به قدرت رسیدن بسیاری از خدایان است، باعث و بانی بسیاری از نکات مثبت و مهم. اما در مقابل، با افکار پلیدش، باعث ایجاد اندوه و مشکلات فراوانی می‌شود و در نهایت در ظهور راگناروک، در کنار فرزندانش، در برابر خدایان قرار خواهد گرفت.

شاید برای‌تان سوال باشد که آیا نام آترئوس در اسطوره‌شناسی یونان هم جایی دارد یا نه. بله، آترئوس یکی از پادشاهان یونان بود. آترئوس پادشاه موکنای، در جنوب آتن است. البته اگر در بازی متوجه نشدید، کریتوس نام او را به این دلیل آترئوس گذاشت چرا که آترئوس نام یکی از سربازان جوان اسپارتان‌ها بود. این سرباز، همیشه در تاریک‌ترین و سخت‌ترین زمان‌ها، فردی بسیار امیدوار بود. او در نهایت برای نجات جان هم‌‌رزمانش، جان خود را فدا کرد و از این نظر برای کریتوسی که زمانی فردی بی‌رحم بود، به شخصی قابل احترام تبدیل شد.

God of War

فرزندان لوکی

حضور دیگر فرزندان لوکی در قسمت‌ بعدی می‌تواند جذاب‌تر باشد. ما هنوز هل، ملکه جهنم و فنریر، ترسناک‌ترین هیولای نورس را ملاقات نکرده‌ایم

بد نیست اشاره‌ای دوباره به سه فرزند او داشته باشیم. یورمونگاند، فنریر، هل. ما در این بازی با یورمونگاند آشنا شدیم. او بزرگ‌ترین هیولای دنیای نورس است. در حالی که در میتولوژی نورس آمده که یورمونگاند به شدت وحشی و بی‌رحم است، اما در بازی God of War دیدیم که او چگونه به کریتوس و آترئوس کمک کرد. طبق روایتی که در طول بازی متوجه شدیم، او نه فقط با این دو، بلکه با فی و دیگر غول‌ها نیز رابطه صمیمانه‌ای داشت. حتی تیر نیز یکی دیگر از دوستان او بود. اما واضح است که به شدت از خدایان آسگارد بدش می‌آید. حال باید دید در قسمت بعد چه نقشی ایفا خواهد کرد. فرزند بعدی لوکی، فنریر است. درنده‌ترین و قدرتمندترین هیولای نورس که حتی اژدهایان، خدایان و غول‌ها نیز قادر به شکست او نیستند. اگر طبق افسانه‌های نورس پیش برویم، فنریر در طول داستان بازی در آسگارد زندانی شده باشد. داستان زندانی شدن او از این قرار است. فنریر که یک گرگ سفید و غول پیکر است، طبق پیش‌بینی‌ها، قادر به نابودی همه خدایان بود. خدایان که از قدرت این گرگ هراس داشتند، سعی کردند او را به شکلی دوستانه به چالش بکشند. هیچ غل و زنجیری نتوانست در چالش با او پیروز شود و به راحتی پاره می‌شدند، هیچ موجودی نمی‌توانست او را از پای درآورد. اما روزی خدایان نزد دورف‌ها رفتند و از آن‌ها خواستند تا زنجیری خلق کنند تا فنریر قادر به پاره کردن آن نباشد. در نهایت آن‌ها ریسمانی درخشان ساختند و در چالش نهایی، فنریر را بستند و از او به عنوان یک چالش درخواست کردند تا این ریسمان را باز کند. اما فنریر از باز کردن آن باز ماند و خدایان که از این اتفاق خوشحال شده بودند، این گرگ را در همان حال زندانی کردند. فنریر تا پیش از این با خدایان مشکلی نداشت، اما بعد از این اتفاق بود که او به خون آن‌ها تشنه شد و در نبرد راگناروک بسیاری از خدایان را از بین برد. ما در این قسمت از بازی فنریر را ندیدیم، اما حضور او در قسمت بعد می‌تواند جالب باشد. در نهایت، سومین فرزند لوکی کسی نیست جز هل. هل دارای دو چهره متفاوت بود. یک سمت چهره‌اش دختری بسیار زیبا و سمتی دیگر شبیه به یک جنازه بسیار ترسناک. جالب است بدانید که او رفتار خوبی با خدایان داشت. بنابراین آن‌ها او را ملکه جهنم یا همان هلهایم قرار دادند. جایی که ارواح مردگان در آن سکونت دارند. ما در بازی به هل سفر کردیم، اما خبری از آن‌ها نبود.

God of War

آترئوس/لوکی

فرق لوکی در نورس با گاد‌آور‌وار در این است که در نورس، او شخصیتی جنگنده نیست و قدرت مبارزه خاصی ندارد، اما لوکی در این بازی از کودکی می‌جنگد و حتی قدرت اسپارتان ریج پدرش را هم به ارث برده است

هنوز زود است بتوان در مورد آترئوس نظرهای قطعی داد. او در طول بازی شخصیتی مبهم دارد، شخصیتی دوگانه که گاهی از حالت طبیعی خود خارج و به فردی شرور تبدیل می‌شود که به راحتی دشمنانش را از بین می‌برد یا حتی مودی را می‌کشد. او تا اینجا اکثر صفات لوکی بودن را دارد. او به شدت باهوش است، به سرعت یاد می‌گیرد، زبان‌هایی را بلد است که هر شخصی بلد نیست (مانند زبان مردگان که با یورمونگاند صحبت کرد)، زبان حیوانات را می‌فهمد و به خوبی از معماهایی که سر راهش قرار می‌گیرد سر در می‌آورد (البته به کمک پدرش). البته قدرت‌های دیگری مانده که باید از او ببینیم. مثلا باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا واقعا می‌تواند تغییر چهره و ظاهر دهد یا نه. یا اینکه به فرد بد ذاتی تبدیل می‌شود یا نه. اما به هر حال، او کاملا نشانه‌های لوکی بودن را دارد. اما مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که او قدرت نبرد بالایی هم دارد. تا به حال جایی در متون اساطیر نورس نخواندم که لوکی فردی به شدت قدرتمند در میادین نبرد باشد. اما ما اینجا با یک لوکی طرف هستیم که علاوه بر هوش بالا، قدرت سرسام آور پدر و پدر بزرگش را هم به ارث برده است. حتی او ویژگی اسپارتان ریج کریتوس را نیز به ارث برده است. زمانی که مودی در حال صحبت در مورد مادر آترئوس بود، پسرک آن قدر عصبانی می‌شود که نیرویی تازه در بدن خود حس می‌کند، نیرویی عجیب و فراتر از توانایی‌های جسمی او که در نهایت باعث بیهوش شدنش می‌شود و پای کریتوس را برای نجاتش به هلهایم باز می‌کند.

بنابراین، همانطور که لوکی در اسطوره‌شناسی‌ها یک غول بود، آترئوس نیز دقیقا از نژاد غول‌ها است و هنوز نمی‌دانیم جثه او چقدر رشد خواهد کرد. البته یک رگ او غول و رگ دیگرش نیز یک خدا است. همچنین لوکی یا آترئوس خودمان، تنها دو رگه‌ی غول/خدا نیست که در نورس می‌شناسیم. نمونه درشت آن ثور است. ثور فرزند یک خدا و ایزدبانویی از نژاد غول‌ها بود.

از دیگر نکات جالب آترئوس که رابطه جالبی هم با داستان لوکی دارد، می‌توان به کشته شدن بالدر اشاره کرد. در هر دو داستان اسطوره‌شناسی و God of War، بالدر به دست لوکی کشته می‌‌شود. در داستان اول، لوکی با دوز و کلک و با گول زدن هودر (دیگر فرزند اودین) بالدر را توسط تیرهایی از جنس راش می‌کشد. اما در God of War، این اتفاق در یک نبرد و به صورت تقریبا اتفاقی رخ می‌دهد. از این نظر گفتم تقریبا، زیرا تئوری خاصی در مورد آن وجود دارد که در قسمت بعدی خواهم گفت.

God of War Atreus

خالکوبی‌ها

یکی از نکات قابل توجه بازی God of War، وجود Runeهای مختلف در گوشه گوشه‌ی بازی است. اما این مورد روی بدن کاراکترهای بازی به خصوص آترئوس بیشتر به چشم می‌خورد و برای خیلی‌ها سوال است که آن‌ها چه معنایی دارند.

خالکوبی روی گردن آن «ᛚᛟᚷᚾ ᚺᚢᚷᚱ» به معنای ذهن استوار است. روی دست راست او، دو بار «ᚺᚨᛈᛈᛊᚲᛖᛃᛏᚱ» نوشته شده است. این کلمه به معنای خوش شانس بودن است.

کلمه بعدی روی دست راست او که باز هم دو بار تکرار شده، «ᛊᛏᛃᚱᚲᚱ ᚨᚱᛗᚱ» به معنای «دست نیرومند» یا «دست با استعداد» یا «بازوی اصلی» است. که البته همه آن‌ها یک معنی می‌دهند. در نهایت، پشت دست او دو کلمه «ᚺᚱᚨᛞᚨ ᚺᛟᚾᛞ» دیده می‌شود. این کلمه به معنای «دست چابک» است.

فعلا کارمان با آترئوس تمام شد. بسیاری از اتفاقاتی که در مورد او گذشت را در بازی مشاهده کردید و دوباره نوشتن آن فقط باعث طولانی‌تر شدن متن می‌شود. دیگر صحبت‌ها در مورد او را به قسمت آخر این مقاله موکول می‌کنیم.

رمز و راز‌های دنیای بازی God of War

در این بخش از مقاله هم سعی دارم نکات ریز داستانی را بگویم و هم سعی دارم ایستر اگ‌های جالبی را که هم به چشم من و هم به چشم بسیاری از کاربران سراسر اینترنت برخورد کرده‌ است مطرح کنم. دنیای بازی پر از نشانه‌ها و ایستر اگ‌های جالبی بود که چه در داستان بازی و چه در مطرح کردن تئوری‌های مختلف تاثیر گذار هستند.

سنجابی به نام راتاتوسکر

در مقاله‌‌های گذشته که در مورد مخلوقین دنیای نورس نوشته بودم، به سراغ اژدهایی به نام نیدهاگ رفتیم. نیدهاگ اژدهایی بسیار سر سخت و مرموز است که در پایین‌ترین بخش درخت ایگدراسیل دنیای نورس زندگی می‌کند. او دائما در بین ریشه‌های درخت می‌خزد و آن‌ها را می‌جَود. اما ما به خود این اژدها کار نداریم و مشخص هم نیست آیا در دنیای God of War حضور خواهد داشت یا نه. ما در اینجا به سنجابی به نام راتاتوسکر کار داریم. این سنجاب، با سنجاب‌های دیگر فرق داشت. وظیفه او این بود که همیشه از ریشه درخت نورس تا بالاترین نقطه آن را هر روز طی کند و نیدهاگ و عقابی‌ را که در بالای درخت زندگی می‌کرد از تمامی وقایع دنیای نورس آگاه کند.

اما در بازی God of War، این سنجاب به شکلی دیگر در بازی ظاهر می‌شود. او یک آیتم ویژه برای آترئوس است. این آیتم هیچ ربطی به مبارزات ندارد، اما زمانی که توسط آترئوس احضار شود، او در محیط بازی به دنبال سنگ‌های سلامتی و ریج می‌گردد و می‌تواند در هنگام شرایط سخت به خوبی به کمک کریتوس بیاید! این یکی از مفید‌ترین آیتم‌ها برای اشخاصی است که در درجه سختی بالا به انجام بازی می‌پردازند.

God of War

نمایی از نبرد پایانی در ابتدای بازی

قطعا اولین نبرد کریتوس و بالدر را به خوبی به یاد دارید. نبردی به یادماندنی و نفس‌گیر که بسیاری از بازیکنان را میخکوب کرد. اما در این نبرد، به جز صحبت‌های بالدر، یک نکته خیلی ریز و جالب در محیط بازی قرار داده شده بود. در یکی از منطقه‌های نبرد این دو، سنگ بزرگی قرار دارد که اگر به آن دقت کنید، نبرد پایانی بازی روی آن نقش بسته است. این یکی دیگر از ده‌ها نشانه‌ بازی است که آینده را پیش‌بینی شده به تصویر می‌کشد.

God of War

اشاره به دستکش اینفینیتی

بازی God of War اشاره جالبی به دستکش اینفینیتی تانوس در دنیای مارول داشت. در ابتدا خیلی‌ها فکر می‌کردند که این تنها یک تصادف است، اما وجود این بخش در بازی نه تنها تصادفی نیست، بلکه کاملا بازی را به فیلم‌های مارول ربط می‌دهد. البته در بازی قرار نیست خود دستکش تانوس را به دست بگیرید. در God of War، شِش آیتم مخفی وجود دارد که با به دست آوردن آن‌ها توسط کریتوس، به قابلیت‌ جدیدی دست پیدا می‌کند. هر کدام از این ۶ آیتم مربوط به خدایان نورس می‌شوند که قدرت‌های خاص و مشابه با هر یک از سنگ‌های اینفینیتی داشتند. این آیتم در بازی Shattered Gauntlet of Ages نام دارد.

god of war

خواهران سرنوشت

یکی از مواردی که دوست داشتم آن را بیان کنم، اشاره بازی به خواهران سرنوشت است. همانطور که در مطلب رمزگشایی لوگوی بازی God of War خواندیم، یکی از Runeهای موجود در این لوگو، اشاره به خواهران سرنوشت دنیای نورس داشت. در یکی از بخش‌های بازی که در حال باز کردن یکی از صندوق‌ها هستیم، یکی از اشیا کهن دنیای بازی را پیدا می‌کنیم که کریتوس از آترئوس می‌خواهد Rune روی آن را معنی کند. اینجا بود که برای اولین بار به خواهران سرنوشت دنیای نورس که «نورن» نام دارند اشاره می‌شود. البته که کریتوس با شنیدن نام خواهران سر نوشت با خود می‌گوید: «هیچ چیز خوبی از سوی خواهران سرنوشت رخ نمی‌دهد».

اگر با خواهران سرنوشت نورس آشنایی ندارید، باید بگویم که آن‌ها سه زن به نام‌های اورد، ورداندی و اسکولد هستند. اورد و ورداندی که خواهران بزرگ‌تر هستند، همیشه در تلاش بودند تا سرنوشت شادی را برای مردمان دنیای نورس رقم بزنند، اما از طرفی دیگر این اسکولد بود که دوست داشت مردم همیشه سختی بکشند و ایجاد آینده‌ای غیر قابل پیش‌بینی برای مردم، جزو سرگرمی‌های او بود. البته در لوگوی بازی God of War تنها نام اسکولد به چشم می‌خورد. اما خب به هر حال با این اشاره کوتاه متوجه شدیم که این سه خواهر قطعا در دنیای نورس حضور دارند. حال اینکه سانتا مونیکا چگونه به آن‌ها بپردازد، باید صبر کرد و دید.

 god of war

رمزی که روی استیل بوک بازی نوشته شد

اگر استیل بوک بازی را دیده باشید، متن خاصی روی آن نوشته شده است. حال افرادی که با این زبان آشنایی دارند، این متن را ترجمه کرده‌اند. متن روی استیل بوک از این قرار است:

این داستان یک خرس و یک گرگ است. خرس و گرگی سرگردان در ۹ دنیای نورس که به دنبال به سرانجام رساندن یک قول هستند. آن‌ها به مسیری نیمه روشن و نامعلوم قدم می‌گذارند؛ مسیری که آن‌ها را به یافتن حقیقت هدایت می‌کند.

نام مخفی لوکی

یکی از بزرگ‌ترین سورپرایز‌های بازی God of War، نام آترئوس بود که با شنیدنش، پیچش‌های داستانی جدیدی را آشکار کرد. لوکی، شاید دورترین و غیر منتظره‌ترین نامی بود که ما می‌توانستیم بشنویم. اما جالب است بدانید که نام لوکی، از همان ابتدا در خانه کریتوس قابل رویت بود. این راز چندین ماه پس از عرضه بازی کشف شد. اگر به خوبی خانه را بگردید، چند Rune مشاهده خواهید کرد. پس از یافتن هر چهار علامت، باید در زاویه‌ای خاص قرار بگیرید تا بتوانید این نام را مشاهده کنید. با ترجمه این نشانه‌ها، در آخر به نام Loki می‌رسیم.

God of War

چرا آسمان قرمز شد

زمانی که آترئوس برای اولین بار به قابلیت اسپارتان ریج خود دست پیدا می‌کند و سپس به خاطر قدرت بسیار بالای آن بی‌هوش می‌شود و در حال مردن است، اوضاع آب و هوایی نورس به شدت تغییر می‌کند. زمانی که کریتوس در حال رفتن به سمت کلبه خود است تا Blade of Chaos را دوباره در دست بگیرد و به سمت هل حرکت کند، آسمان به خونین‌ترین حالت خود در می‌آید. بسیاری فکر می‌کردیم که این اتفاق به خاطر وجود ثور است. اما طبق گفته کوری بارلوگ، این اتفاق به دلیل وضعیت رو به موت آترئوس بود که باعث می‌شد دنیا از حالت بالانس خود خارج شود! جالب است بدانید در نسخه‌های گذشته، هر کدام از خدایان که کشته می‌شدند، اتفاق ناگواری برای دنیا رخ می‌داد. حال اینجا هم با مردن لوکی داستان، بسیاری از توازن طبیعت دنیای نورس نیز بر هم می‌خورد.

god of war

کریتوس و آینده‌ای با یک چشم؟

در منوی بازی God of War، قبل از اینکه وارد بازی شوید، دو عروسک چوبی را روی زمین مشاهده خواهید کرد. کاملا مشخص است که یکی از آن‌ها آترئوس و دیگری کریتوس است. اما نکته جالب در مورد عروسک کریتوس این است که چشم راست او با یک چشم بند پوشیده شده است. اگر بخواهیم این مورد را در افسانه‌های نورس کند و کاو کنیم، تنها به یک شخصیت می‌رسیم که چشم سمت راستش را از دست داده و آن را با یک چشم‌بند پوشانده است؛ او کسی نیست جز اودین، خدای خدایان نورس. اودین برای اینکه بتواند به دانش و آگاهی بسیار بالایی برسد، به چشمه‌ای رفت که تنها میمیر می‌توانست از آن بنوشد. این چشمه حاوی تمامی رمز و راز‌های جهان بود. اما اودین برای اینکه بتواند از میمیر اجازه نوشیدن از این چشمه را بگیرد، باید یکی از چشمان خود را فدا می‌کرد. به این دلیل است که اودین یکی از چشم‌های خود را از دست داده است. اما آیا کریتوس همان اودین خواهد بود؟

god of war

جریان پرنده غول‌پیکر در هلهایم چیست؟

در دنیای نورس، سه خروس بزرگ وجود دارد. گولینکامبی به معنای خروس طلایی در والهالا زندگی می‌کند. فیالار، خروس دوم است که در جنگل یوتنهایم، سرزمین غول‌ها زندگی می‌کند. در نهایت، خروس سوم در هل قرار دارد، همان پرنده عظیمی که در God of War دیدیم. جالب است بدانید که سومین پرنده هیچ نامی ندارد و احتمالا سرگذشت آن در طول تاریخ گم شده است. اما وظیفه این سه پرنده چیست؟ در افسانه‌های نورس آمده است که در هنگام شروع راگناروک، این سه پرنده با صدایی رعب‌‌انگیز، همه‌گان را از وقوع این آخرالزمان آگاه می‌کنند. خروس طلایی خدایان و جنگجویان آزگارد و والهالا را خبر می‌کند، خروسی که در جنگل‌های یوتنهایم قرار دارد غول‌ها را خبر می‌کند و در نهایت آن خروس بی‌نام و نشان که در سرمای هل جا خوش کرده، مردگان و ملکه آن را آگاه می‌کند.

آغاز راگناروک به این صورت است: مرگ بالدر، سه فصل زمستان پیاپی که فیمبلوینتر نام دارد، دو گرگی که به دنبال ماه و خورشید حرکت می‌کنند و آن‌ها را می‌بلعند و زمانی که دنیا وارد تاریکی شد، ۳ پرنده غول‌پیکر ساکنین نورس را خبر می‌کنند و در نهایت، هامیدال، نگهبان آزگارد با شیپور خود آخرین زنگ راگناروگ را به صدا در می‌آورد.

god of war

یورمونگاند؛ یکی از مرموز‌ترین موجودات بازی

شما دیگر باید به خوبی با این غول بزرگ آشنا شده باشید. در قسمت گذشته گفتم که او از آینده آمده است. در نبرد راگناروک، ثور چنان ضربه محکمی با میولنیر به او وارد می‌کند که درخت نورس یعنی ایگدراسیل از هم میشکافد و این مار غول‌پیکر به ناگهان از آینده به گذشته سفر می‌کند؛ گذشته‌ای از نگاه او و زمان حال از نگاه ما.

یکی از نکات مهمی که من در مورد او بسیار دوست داشتم، زبانی بود که با آن حرف می‌زد. یورمونگاند به زبان مردگان صحبت می‌کند و صداپردازی او نیز باعث شد تا این صحبت کردنش به شدت تاثیرگذار باشد. صحبت آن‌ها زمانی جالب می‌شود که پای میمیر هم به ماجراجویی آترئوس و کریتوس باز شده باشد. در ابتدا می‌خواهم به یک نکته خیلی ریز اشاره کنم که شاید هیچکس به آن توجه‌ای نکرده است. در اولین رویارویی میمیر با یورمونگاند، میمیر قبل از اینکه با او صحبت کند یا بهتر بگویم، قبل از اینکه او گلویش را صاف کند، ابتدا به یک زبان دیگر سخن می‌گوید، زبانی شبیه به زوزه گرگ. و اگر به خوبی یورمونگاند را بشناسید، خوب می‌دانید که او یک برادر به شدت قدرتمند به نام فنریر دارد؛ گرگ درنده‌ای که توانست اودین را در راگناروک از پای در بیاورد. البته نمی‌توان دقیقا گفت که اصلا این زبان مربوط به فنریر یا گرگی دیگر باشد، اما به هر حال یکی از بخش‌های بسیار جالب بازی بود. قطعا فنریر، این گرگ سفید غول‌پیکر، زبان منحصر به فرد خود را برای سخن گفتن دارد.

قسمت جالب بعدی صحبت بین میمیر و یورمونگاندر، زمانی است که یورمونگاند در حین صحبت کردن به آترئوس اشاره می‌کند. دیگر تا به این لحظه می‌دانید که این مار عظیم‌الجثه یکی از فرزندان مخوف لوکی است و لوکی، خود آترئوس است. پس قطعا، او پدر خودش را دیده است؛ مگر اینکه باز هم سانتا مونیکا سورپرایز‌های عجیب و غریب دیگری داشته باشد.

یکی دیگر از بخش‌های بسیار سوال‌برانگیز بعدی، مربوط به زمانی بود که آترئوس بی‌هوش شده بود و کریتوس در حال انتقال او به نزد فریا بود. در این حین ناگهان صدای شیپوری که برای صدا کردن یورمونگاند تعبیه شده است به گوش رسید. برای خیلی‌ها سوال شد که چه کسی می‌تواند در غیاب میمیر و کریتوس او را صدا کند. نکته بسیار مهم ماجرا این است که یورمونگاند به زبان مردگان صحبت می‌کند و فقط دو- نفر در نورس هستند که می‌توانند به این زبان صحبت کنند؛ یکی میمیر و دیگری لوکی. پس زمانی که میمیر نزدیک خود کریتوس است، تنها لوکی باقی می‌ماند. البته لوکی‌ای که از آینده آمده است!

اما خب این یک تئوری بیشتر نیست. بنابراین می‌توان به گزینه‌های دیگر هم فکر کرد. برای مثال می‌توان گفت به صدا درآمدن این شیپور کار خود مودی است، چرا که حضور مودی و بی‌هوش شدن آترئوس و سپس به صدا درآمدن این شیپور همگی پشت سر هم رخ داد. اما خب این تئوری دلیل موجه‌ای ندارد. چرا که نه مودی می‌تواند به زبان مردگان صحبت کند، نه زورش به او می‌رسد.

تئوری بعدی این است که ثور این شیپور را به صدا در آورده است. چرا که دقیقا در همین زمان بود که شرایط جوی میدگارد بر هم می‌خورد و شاهد هوایی طوفانی هستیم. اما مسئله اول این است که پیش از این گفتم این تغییر جوی به خاطر این بود که لوکی در حال مردن بود. مسئله دوم هم واضح است، خب یورمونگاند و ثور به شدت از یکدیگر متنفر هستند و حتی جالب است بدانید که ثور از یورمونگاند می‌ترسد. چرا که او توانایی این را دارد که ثور را از بین ببرد. گزینه بعدی فریا است. اما هر جور که فکر می‌کنم، هیچ رابطه‌‌ای بین این دو وجود ندارد.

 اما یکی از قوی‌ترین تئوری‌های موجود در مورد صدای این شیپور، نگهبان آسگارد است. دلایل مختلفی وجود دارد که هایمدال، نگهبان آسگارد، این شیپور را به صدا درآورده باشد. کاملا واضح است که سازندگان بازی، دقیقا تک تک رویداد‌هایی را که در میتولوژی نورس رخ داده است به ترتیب به تصویر نکشیده‌اند و دلیل آن هم حضور نخاله‌ای به نام کریتوس است. چند وقت پس از انتشار بازی، چندین نفر در توییتر از بارلوگ پرسیدند که چه کسی این شیپور را به صدا درآورد. بارلوگ جواب واضحی نداد. او در توییتر گفت:

فکر می‌کنید او چه کسی باشد؟ چه کسی دائما به دنبال کریتوس و آترئوس است تا آن‌ها را پیدا کند؟

شاید در این لحظه به سرعت ذهن‌مان به سمت بالدر برود. بالدر دائما به دنبال این دو نفر بود. اما مسئله این است که بالدر نه در اینجا، بلکه در اواخر بازی با یورمونگاند درگیر می‌شود و او را بی‌هوش می‌کند. پس دلیلی ندارد در این لحظه از بازی او را صدا کند.

پس چرا نام هایمدال این وسط به میان آمد؟ چند نقطه اشتراک بین هایمدال و اتفاقات بازی وجود دارد. اولین نکته در مورد هایمدال این است که او نگهبان اصلی بایفراست است. پل رنگین کمانی که میدگارد را به آسگارد متصل می‌کند. اما خب در این بازی، بایفراست به شکلی دیگر، همانند یک کلید در اختیار کریتوس قرار دارد تا بتوانید بین دنیاهای مختلف بازی حرکت کند! اگر طبق اسطوره‌شناسی نورس پیش برویم، بایفراست در حقیقت باید در اختیار هایمدال باشد. پس بی‌راه نیست که بگوییم او برای به دست آوردن دوباره این کلید باید به دنبال کریتوس برود. مورد دیگر این است که هایمدال قدرت بینایی فوق‌العاده‌ای دارد. او می‌تواند از هزاران کیلومتر دورتر، هر چیزی که می‌خواهد را حتی در تاریکی شب مشاهده کند. ما هرگز او را در طول بازی ندیدیم، اما طبق روایت‌های اسطوره‌شناسی نورس، او این قدرت را دارد که از فواصل دور همه چیز را تحت نظر داشته باشد. همچنین قدرت شنوایی او به قدری بالا است که می‌تواند صدای رشد کردن گیاهان را هم بشنود. و در نهایت، هایمدال مشهورترین شخصی است که مشهورترین شیپور نورس را به صدا در می‌آورد! او شیپوری به نام گالارهورن دارد که در مواقع خطر آن را به صدا در می‌آورد تا خدایان را آگاه کند. این صدا به قدری بلند است که تمامی ساکنان آسمان، زمین و دنیای زیرین نیز قادر به شنیدنش هستند. پس نکته مهم این است؛ شاید صدایی که شنیدیم، صدای شیپور گالارهورن بود، نه صدای شیپور مخصوص یورمونگاند.

نظر شما در مورد این تئوری چیست؟

دیگر بعید می‌دانم نکته قابل توجه‌ای برای توضیح دادن باقی مانده باشد. باقی موارد، از جمله نقاشی‌های روی دیوارها، برخی دیالوگ‌ها و سایر اتفاقات، مستقیما به تئوری‌هایی در مورد آینده God of War مربوط می‌شود. پس اجازه دهید تئوری‌های جذاب داستان God of War را به قسمت پایانی آن واگذار کنیم و پرونده این بازی را ببندیم.

منبع : زومجی

همیشه با نزدیک شدن به روز‌های پایانی تابستان، شاهد انتشار جدید‌ترین نسخه از دو سری PES و فیفا هستیم و حال،بازی Pro Evolution Soccer 2019 چند روزی است که منتشر شده و سایت‌های معتبر دنیا هم آن را بررسی کرده‌اند.PES 2019 امسال تفاوت‌هایی با نسخه سال قبل دارد؛ اولا کونامی امسال لایسنس رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا را از دست داده است و خیلی‌ها منتظر هستند تا ببینید که نبود این مسابقات چه تاثیری روی بازی خواهد داشت. از طرف دیگر، سازندگان تغییراتی هم در گیم‌پلی کلی بازی اعمال کرده‌اند و برای مثال، شاهد انیمیشن‌های نرم‌تری در بازی هستیم و بازیکنان به شکلی طبیعی‌تر توپ را کنترل می‌کنند. همچنین مواردی مثل سیستم استامینا هم دست‌خوش تغییراتی شده است و امکان اعمال تعویض‌های سریع صرفا با زدن چند کلید هم در بازی قرار گرفته است.

به هر حال PES 2019 یکی از مهم‌ترین بازی‌های سال است و به همین دلیل در این مطلب، نگاه کاملی به چند بررسی منتشر‌شده از آن خواهیم داشت. همچنین سعی خواهیم کرد تا بررسی اختصاصی بازی PES 2019 را هم در سریع‌ترین زمان ممکن منتشر کنیم. در ادامه با زومجی و نگاهی به بررسی بازی PES 2019 و نمره‌های آن از دید سایت‌های معتبر دنیا همراه باشید:

PES 2019

  • سازنده و ناشر: کونامی

  • تاریخ انتشار: ۶ شهریور

  • سبک: ورزشی/فوتبال

  • پلتفرم: ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴ و پی‌سی

نگاهی به نسخه دمو PES 2019

گیم اسپات: نمره اولیه ۹۰

کونامی امسال رسما کنسول‌های نسل قبل را کنار گذاشته است و این، چیزی شبیه به یک شروع جدید برای مجموعه PES است و باعث شده است تا اولا، شاهد پیشرفت‌های گرافیکی خیلی خوبی باشیم و در کنار آن، یک سری تغییرات هم در کلیت بازی اعمال شوند. یکی از پیشرفت‌های بازی، به سیستم پاس آن مربوط می‌شود؛ جایی که کونامی با اعمال تغییراتی، باعث شده تا هر باس حس و حالی طبیعی داشته باشد. این طبیعی بودن، در بخش‌های دیگر بازی هم دیده می‌شود. برای مثال، هر توپی که پاس می‌دهید، هر توپی که کنترل می‌کنید و هر برنامه‌ای که برای رسیدن به دروازه حریف دارید، به لطف طبیعی بودن حرکات در بازی، چیزی شبیه به واقعیت به نظر می‌رسند.

یکی دیگر از پیشرفت‌های PES 2019، به فیزیک توپ مربوط می‌شود. به لطف این تغییر، دیگر این حس که انگار توپ به پای بازیکن چسبیده است وجود ندارد و پاس‌ها هم همیشه به دقیق‌ترین شکل ممکن به مقصد نمی‌رسند؛ چرا که توپ فیزیکی واقعی و ماهیتی منحصر‌به‌فرد دارد و درست مثل فوتبال واقعی، گاهی ممکن است ضرباتی که به توپ می‌زنید به شکلی که پیش‌بینی کرده بودید به مقصد نرسند. یکی دیگر از پیشرفت‌های بازی، به هوش مصنوعی بازیکنان مربوط می‌شود. در طول تجربه PES 2019، بارها مشاهده خواهید کرد که بازیکنان در موقعیت‌های درست به‌خوبی فضا‌های خالی را پوشش می‌دهند یا در هنگام حمله، فرار‌های به موقعی انجام می‌دهند تا شما بتوانید توپ را به آن‌ها برسانید. این پیشرفت حتی در دروازه‌بان‌ها هم دیده می‌شود و آن‌ها هم واکنش‌های به‌مراتب بهتری نسبت به قبل دارند. همچنین سیستم دریبل‌زنی در بازی هم تغییرات مثبتی داشته است و با استفاده از آنالوگ‌ها، به‌خوبی می‌توانید حرکات دلخواه خودتان را انجام دهید و از پشت سر گذاشتن مدافعین لذت ببرید.

گزارشگران بازی تقریبا هیچ تغییری نسبت به سال گذشته نداشته‌اند و هنوز هم کیفیت پایینی دارند

اما PES 2019، مشکلاتی هم دارد. گزارشگران بازی بدون تغییر مانده‌اند و از آن بدتر اینکه حرف جدیدی هم نمی‌زنند و صرفا، همان مواردی را که در نسخه‌های قبل هم شنیده بودیم با یک سری موارد جدید خیلی کم تکرار می‌کنند. مورد بعدی، به واکنش تماشاگران مربوط می‌شود؛ جایی که مثلا وقتی با تیمی کاملا لایسنس‌شده مثل لیورپول در آنفیلد بازی می‌کنید، شعار معروف طرفداران این تیم و سبک خاص تشویق آن‌ها را حس خواهید کرد و این عالی است اما وقتی با تیم‌های معمولی بازی کنید، ورزشگاه حالتی بی‌روح خواهد داشت و سبک تشویق تماشاگران هم جذابیت خاصی ندارد که این یک مشکل برای بازی است.

در نهایت، PES 2019 از مشکل لایسنس هم رنج می‌برد. کونامی امسال مجوز استفاده از لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را از دست داد و این یک نقص بزرگ در بازی به‌وجود آورده است. البته کونامی سعی کرده با اضافه کردن چند لیگ جدید این مشکل را پوشش بدهد و خب با اینکه این لیگ‌های جدید اتفاق مثبتی هستند، اما نمی‌توانند جای خالی لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را پر کنند. به‌علاوه عدم اعمال تغییری خاص در مستر لیگ هم یک مورد دیگر برای بازی است. در مجموع PES 2019 کماکان از مشکلات همیشگی مجموعه مثل لایسنس نبودن تیم‌ها و موارد اینچنینی رنج می‌برد اما در عین حال، در زمین فوتبال هم تجربه خیلی خوبی ارائه می‌کند که قطعا طرفداران این سری از آن لذت خواهند برد.

نگاهی به نسخه دمو PES 2019

گیم اینفورمر: ۸۵ از ۱۰۰

کونامی سال گذشته سرعت کلی بازی PES را کمی کاهش داد و همین مساله کمک زیادی با واقع‌گرایانه‌تر شدن بازی کرد. این شرکت امسال با اضافه کردن یک سری حرکات جدید در زمینه کنترل توپ و موارد اینچنینی، این مساله طبیعی‌تر شدن بازی را حتی بهتر از قبل کرده است و برای مثال تماشای شیوه‌های متنوعی که بازیکنان برای کنترل توپ به کار می‌گیرند یا حتی ضعف‌های آن‌ها در کنترل برخی توپ‌ها که ممکن است چنین اتفاقی در فوتبال واقعی هم رخ بدهد، واقعا جالب است. اما PES 2019 مشکلاتی هم دارد. برای مثال هوش مصنوعی بازی گاهی اشتباهاتی دارد و رفتار‌هایی کاملا قابل پیش‌بینی از خود بروز می‌دهد. از طرف دیگر، زمانی که در حال تجربه حالت مستر لیگ هستید، اتفاقات عجیب و غریبی در زمینه نقل و انتقالات رخ می‌دهند و به‌نظر می‌رسد که سازندگان نتوانسته‌اند هوش مصنوعی جالبی برای این قسمت از بازی تعیین کنند.

از نظر گرافیکی، PES 2019 زیبا است اما بی‌نقص نیست. زمین چمن بازی ظاهر خیلی خوبی دارد و چهره بازیکنان هم طبیعی‌تر از قبل شده است. اما زمانی که بازیکنان سعی می‌کنند تا واکنشی نشان دهند و این مساله باعث تغییر حالت چهره آن‌ها می‌شود، مشکلات گرافیکی بازی و واکنش‌های غیر‌طبیعی بازیکنان هم به‌چشم می‌آید. همچنین برای اینکه بتوانیم در مورد کیفیت حالت MyClub اظهار‌نظر کنیم، باید منتظر آینده بازی و این مساله باشیم که کونامی، چطور قادر خواهد بود تا این بخش را در طولانی‌مدت هم جذاب نگه دارد. در مجموع، PES 2019 اثری است که بازی کردن آن لذت‌بخش است اما به‌شخصه، دوست داشتم تا بازی تغییرات بیش‌تری در زمینه مسترلیگ و MyClub داشت و موارد جدید بیش‌تری را در اختیارمان قرار می‌داد. همه این‌ها، دست به دست هم داده‌اند تا بازی به اثری جذاب تبدیل شود که طرفدارانش را راضی خواهد کرد اما هنوز هم فاصله زیادی تا بی‌نقص و عالی بودن دارد.

نگاهی به نسخه دمو PES 2019

آی‌جی‌ان: ۸۲ از ۱۰۰

مهم‌ترین ویژگی PES 2019، این است که توانسته بازیکنانش را شبیه به بازیکنان واقعی فوتبال به‌تصویر بکشد؛ نه منظورم از حیث ظاهری و بصری نیست بلکه PES 2019، یک شبیه‌ساز فوتبال است که در آن، حس خواهید کرد که هر بازیکن، ماهیت خاص خودش را دارد و این تفاوت بین بازیکنان است که باعث می‌شود تا هر مسابقه و حتی هر حرکتی در بازی از پاس دادن و شوت زدن گرفته تا دریبل کردن حس و حالی واقعی‌تر و طبیعی‌تر داشته باشد. همچنین کونامی، موفق شده تا برخی از بازیکنان بزرگ را از حیث رفتاری دقیقا شبیه به خودشان طراحی کند. برای مثال، مانوئل نویر درست مثل دنیای واقعی گاهی از دروازه خارج می‌شود و توپ را با پا دفع می‌کند. یا هری کین مدام در داخل محوطه جریمه به فضا‌های خالی می‌رود و خودش را در موقعیت گل قرار می‌دهد.

شوت‌هایی که در بازی PES 2019 روانه دروازه می‌کنید، حالت نسبتا خوبی دارند اما زمانی که شاهد گل شدن آن‌ها هستیم، طبیعی نبودن این حس و برخورد توپ با تور دروازه کمی تو ذوق می‌زند. این مشکل همیشه در سری PES وجود داشته و هنوز هم راه‌حلی برای آن پیدا نشده است. در PES 2019، حملات حس و حال خوبی دارند و گزینه‌های مختلفی در حمله خواهید داشت اما در دفاع، شرایط فرق می‌کند و بازی مشکلاتی دارد. برای مثال خیلی مواقع برخوردتان با بازیکن حریف خطا تشخیص داده می‌شود و موارد اینچنینی باعث می‌شوند تا همیشه در دفاع کردن گزینه‌های محدودی داشته باشید.

PES 2019 آن حس و حال خاص هر بازیکن و تفاوت‌های بین بازیکنان را به شکلی عالی به‌تصویر می‌کشد

حال که نگاهی به ویژگی‌های مختلف بازی داشتیم، بد نیست به سراغ حالت‌های بازی آن هم برویم؛ مسترلیگ یکی از این حالت‌ها است که وجود ویژگی Team Roles در آن جالب به‌نظر می‌رسد. در بازی در مجموع شاهد ۲۲ نقش تیمی برای بازیکنان هستیم. مثلا نقش Workhouse باعث می‌شود تا انرژی (استامینا) کلی تیم شما بالا برود یا نقش Creator میزان پیشرفت کلی تیم شما را افزایش می‌دهد. بازیکنانی با نقش‌های افسانه‌ای و یک سری موارد دیگر همچنین باعث جذب اسپانسر‌ها به تیم شما می‌شوند و از این نظر، بازی حس و حالی واقعی ارائه می‌دهد.

در مجموع، PES 2019 نه حالت بازی جدیدی دارد که به‌خاطر آن برای خریدش تشویق شوید و نه حتی تغییرات خیلی اساسی در حالت‌های همیشگی بازی اعمال شده است. تنها دلیلی که می‌تواند امسال شخصی را برای خرید این بازی تشویق کند، شبیه‌سازی درست منحصر‌به‌فرد بودن هر بازیکن در زمین فوتبال است که این مساله منجر به یک واقع‌گرایی خاص در بازی می‌شود و اصلی‌ترین ویژگی مثبت بازی PES 2019 هم به‌شمار می‌رود.

نگاهی به نسخه دمو PES 2019

گیمزرادار: ۸۰ از ۱۰۰

از آنجایی که PES 2019 لایسنس استفاده از لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را از دست داده است، باید تلاش می‌کرد تا به‌نحوی این ضعف را پوشش بدهد و جلوی رقیب دیرینه‌اش یعنی فیفا کم نیاورد. اما با اینکه از حیث حالت‌های بازی و لایسنس‌ها PES در برابر فیفا در موضع ضعف قرار دارد، اما در زمینه حسی که از فوتبال ارائه می‌دهد وضعیت بازی مناسب است. یکی از اولین مواردی که در بازی به‌چشم می‌آید، زیبایی بصری آن است. به نطر می‌رسد کونامی پولی را که صرف دریافت مجوز لیگ قهرمانان اروپا می‌کرد، در زمینه بهبود گرافیکی بازی خرج کرده است (!) و به همین دلیل هم شاهد نورپردازی‌های بسیار خوبی هستیم و حتی می‌توانم بگویم که PES 2019 از نظر بصری، نزدیک‌ترین تجربه به یک فوتبال واقعی را ارائه می‌کند.

اما این بازی ویژگی‌های مثبت دیگری هم دارد؛ برای مثال، سیستم تعویض سریع که در این نسخه اضافه شده بسیار کارآمد است و از طرف دیگر، تغییرات جزئی اعمال‌شده در گیم‌پلی هم شرایط مناسبی دارند. یکی از این تغییرات سیستم کنترل توپ متفاوت بازی نسبت به قبل است که البته شاید در ابتدا کمی طول بکشد تا به آن عادت کنید اما به مرور زمان تاثیر مثبتش را در بازی حس خواهید کرد. همچنین بازی در مجموع این اجازه را به شما می‌دهد تا به شکل طبیعی‌تری فوتبال زیبایی را که در ذهن دارید ارائه بدهید. اما سوالی که این وسط وجود دارد، این است که آیا یک بازی فوتبال بدون داشتن حالت‌های بازی جذاب هم موفق می‌شود؟ این مشکلی است که در PES 2019 به‌چشم می‌آید؛ جایی که به عنوان مثال حالت مسترلیگ بازی آنطور که باید تغییر و پیشرفت خاصی نداشته است و اگر در سال‌های گذشته از این حالت لذت نمی‌بردید، امسال هم ویژگی جدیدی به آن اضافه نشده است که بتواند نظرتان را عوض کند.

البته حالت مهم دیگر بازی یعنی MyClub، تغییرات نسبتا خوبی داشته است اما هنوز هم قدرت رقابت با آلتیمیت تیم فیفا را ندارد. اضافه شدن بازیکنانی که به مرور و بسته به عملکردشان در دنیای واقعی با افزایش قدرت رو‌به‌رو می‌شوند و همچنین وجود بازیکنان افسانه‌ای مثل دیوید بکهام اتفاق مثبتی در بازی است ولی هنوز هم MyClub آنقدر خوب نیست که طرفداران فوتبال حالت اعتیادآور آلتیمیت تیم در فیفا را کنار بگذارند و به‌سراغ MyClub بروند. در مجموع، با اینکه شاید PES 2019 ویژگی جدید خاصی نداشته باشد که بتوانیم به خاطر آن‌ها این بازی را تحسین کنیم، اما حسی که از خود فوتبال ارائه می‌دهد عالی است و این، بهترین ویژگی بازی است.

نگاهی به نسخه دمو PES 2019

یوروگیمر: بدون نمره

یکی از مواردی که در PES 2019 واقعا دوست دارم، توپ بازی است! کونامی موفق شده است فیزیک توپ را به شکلی طراحی کند که حرکات آن در زمین و حتی نحوه گل شدنش بسیار زیبا و شبیه به واقعیت به نظر می‌رسند. اما از این مساله که بگذریم، فوتبال در PES 2019 یک روح خاص و منحصر‌به‌فرد دارد و این، دقیقا برعکس فوتبالی است که فیفا ارائه می‌دهد. فوتبال در فیفا به شکلی است که انگار از دل یک سری معادلات ریاضی بیرون آمده است و همه‌چیز بر پایه فرمول و یک سری قوانین از پیش تعیین‌شده بنا شده‌اند. اما در PES 2019 این چنین نیست و فوتبال، به شکلی طبیعی و نزدیک به واقعیت به‌تصویر کشیده می‌شود که مدام در آن شاهد اتفاقات غیر‌قابل پیش‌بینی هستیم.

یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت PES 2019، انیمیشن‌های عالی آن است؛ جایی که من واقعا انیمیشن‌های مربوط به حرکات بازیکنان یا فرضا واکنش‌های دروازه‌بان‌ها را دوست داشتم. همچنین در PES 2019، یک مورد دیگر هم اهمیت زیادی دارد و آن ارزشی است که بازی برای بازیکنان صبور و با‌برنامه قائل شده است. در این نسخه دیگر خبری از آن شوت‌های عجیب و غریب که از فواصل دور گل می‌شوند نیست و در عوض، بازی به‌شکلی عمل می‌کند که بازیکنان ترغیب می‌شوند تا با تاکتیک و برنامه‌ریزی درست توپ را در زمین به گردش دربیاورند و در فرصت درست، برای رسیدن به دروازه اقدام کنند. تمام این‌ها، دست به دست هم می‌دهند تا در PES 2019 مدام شاهد اتفاقات غیر‌قابل پیش‌بینی و جالبی باشیم که از قضا از این حیث، بازی دقیقا حسی شبیه به فوتبال واقعی دارد.

بهترین ویژگی PES 2019، ارائه فوتبال به شکلی غیر‌قابل پیش‌بینی و نزدیک به واقعیت است

PES 2019 ویژگی‌های مثبت دیگری هم دارد؛ از استادیوم‌های لایسنس‌شده گرفته که کونامی موفق شده است حس و حال آن‌ها را به شکل درستی در بازی بازسازی کند تا چهره طبیعی بازیکنانی که چهره‌شان واقعی است. اما لیست مواردی که در این بازی دوست دارم، اینجا به پایان می‌رسد و حال باید به مشکلات آن برسیم؛ اولین مشکلم با بازی، به منو‌های آن مربوط می‌شود که طراحی خوبی ندارند و حتی فونت استفاده‌شده در آن‌ها هم آزاردهنده است. از طرف دیگر، هرچه که استادیوم‌های لایسنس‌شده زیبا هستند و چهره بازیکنانی که ظاهرشان شبیه به واقعیت است هم طراحی خوبی دارد، اما درست در نقطه مقابل سایر استادیوم‌ها و بازیکنان طراحی جالبی ندارند و حالتی بی‌روح ارائه می‌کنند.

همچنین PES 2019 از حیث صوتی هم واقعا ضعیف است؛ جایی که گزارشگر‌های بازی واقعا بد هستند و به‌شخصه بلافاصله اقدام به قطع کردن صدای آن‌ها کردم و صدای مربوط به تماشاگران هم کیفیت خوبی ندارد. به این‌ها مشکلات حالت‌های بازی را هم اضافه کنید. جایی که مسترلیگ عملا هیچ تغییری نسبت به گذشته نداشته است و در دیگر حالت‌های بازی هم شاهد مورد جدیدی نیستیم. حتی با اینکه تغییرات قسمت MyClub روی کاغذ مناسب به نظر می‌رسند، اما در عمل این بخش هم چیز جدیدی برای ارائه ندارد. در حالت کلی، PES 2019 فوتبال را به شکل خیلی خوبی ارائه می‌دهد اما مثل همیشه، در زمینه‌های دیگر مشکلات غیر‌قابل انکاری دارد.

نمره های PES 2019

نمره های PES 2019

در مجموع می‌توان گفت که PES 2019، همان ویژگی‌های مثبت و منفی همیشگی این سری را دارد. به‌استناد منتقدین، این بازی فوتبال جذابی ارائه می‌دهد اما در نقطه مقابل مشکلاتی در زمینه لایسنس، نداشتن حالت‌های بازی متنوع و مواردی مثل گزارشگران ضعیف هم دارد. نظرات خود را در مورد نمرات این بازی و بررسی‌های آن از دید سایت‌های معتبر دنیا با ما به اشتراک بگذارید.

منبع: زومجی

X